آخرین انار دنیا _ بختیار علی

0

معرفی کتاب

آخرین انار دنیا

«نمی‌خواهم آن شب را برایتان وصف کنم چون وصف ناپذیر بود. شبی بود پر از روشنی. آن قدر روشن که بی‌هیچ چراغی از آن کشتزار به خواب رفته گذشتیم.

نمی‌خواهم از من بپرسید چه احساسی داشتم. نه اندوه من فقط اندوه پدری نبود که بعد از بیست و یک سال زندان روی گور پسرش می‌رود. بلکه غم انسانی بود که بعد از رنج زیادی به باغ سوخته‌ای می‌رسد.

اسارت من و مرگ عبث او در بیکرانگی آن مزرعه لخت و بی‌بر و بایر در هم آمیخته بود. ماهتاب بر بیهودگی زندگی من و پوچ مرگش می‌تابید. ستاره تاریک  نامرادی من و او می‌درخشید.

حس می‌کردم نه مرگ او نه بردگی دور و دراز من چیزی از این جهان را دگرگون نکرده، من آن شب سرنوشت انسان را با چیزهای دیگر مقایسه می‌کردم، به مرگ او در آن مزرعه فکر می‌کردم و مردمش را با برهوت و لختی آن زمین پر خیر و برکت مرتبط می‌دانستم…»

کتاب آخرین انار دنیا به خوبی توانسته است حس خفقان و ویرانگری جنگ را بیان کند. همراهی با کتاب به شما حس همذات پنداری با مظفر صبحدم -شخصیت اصلی داستان- را منتقل خواهد کرد.

شاید آخرین انار دنیا را بتوان یک شاهکار ادبی در حوزه ادبیات جنگ دانست؛ که از داستانی رازآلود برخوردار است.

در این کتاب شما با حس و حال انسانی اسیر رو به رو می‌شوید که بعد از بیست و یک سال آزاد شده و در دنیایی قدم می‌گذارد که هیچ شباهتی به دنیای تنهایی و سکوت و… ندارد.

بخوانید!  مثل خون در رگ‌های من؛ به بهانه درگذشت احمدشاملو

در کنار بیان احساس مظفر صبحدم از جنگ و ویرانی هایش یک اتفاق رازآلود برای او می‌افتد؛ او که تمام مدت اسارت از همه چیز دل کنده و فقط به شوق دیدار پسرش سودای آزادی در سر دارد پس از رهایی متوجه می‌شود سریاس صبحدم مرده است اما…

از پایان داستان قطعاً شگفت زده خواهید شد…

 

شیرکو بی‌کس:

صدسال یک‌بار کسی چون او به دنیا می‌آید. بختیار علی دنیای تازه‌ای وارد ادبیات کردی کرد. او به‌تنهایی کار چندین نویسنده را انجام می‌دهد.

 

شیرزاد حسن:

بختیار علی ابراهیمی بود که آمد و بت ها را شکست و یک تنه کار بسیار عظیمی را به انجام رسانده است. به نظر من او شایسته‌ی نوبل ادبیات است.

 

آخرین انار دنیا از بختیار علی

 

مجله اینترنتی تحلیلک

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید