عناوین : داستان کوتاه

ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

چرخ روزگار /مجموعه داستان های شیوانا

زهرا فخرایی
داستان چرخ روزگار از شیوانا   در دهکده مرد خسیسی زندگی می کرد و یک کارگاه نجاری بزرگ، با امکانات بسیار خوبی داشت و کارهای متنوعی می ساخت و به شهرهای دور و نزدیک می...
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

دلباخته چه کسی شده ای؟ / مجموعه داستان های شیوانا

زهرا فخرایی
داستان دلباخته چه کسی شده ای از شیوانا شیوانا با جمعی از شاگردانش از راهی می گذشتند، تا به نزدیکی یک آبادی رسیدند. قرار شد ساعتی استراحت کنند. در آن آبادی مهمانخانه ای بود که...
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

خودت را از یاد نبر / مجموعه داستان های شیوانا

زهرا فخرایی
شیوانا کمی سکوت کرد و سپس گفت: درس امروز ما تجربه تلخ مرد جوانی است که ناخواسته خود را در باور حرف های کاذب مرد و زن جوان گم کرده است. می بایست هر روز...
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

تقدیر چنین بود که من بی تو بمانم / مجموعه داستان های شیوانا

زهرا فخرایی
داستان تقدیر چنین بود که من بی تو بمانم از شیوانا ... در دهکده، زنی جوان زندگی می کرد که همسرش را تازه از دست داده بود و سه فرزند کوچک داشت. زن جوان بسیار...
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

«چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم» نوشته نادر ابراهیمی (نامه شانزدهم)

محمد زکی زاده
همگام من در این سفر پر خاطره‌ی پر مخاطره! بارها گفته ام و تو خوب می دانی که ارزش نهایی هر زندگی در حضور لحظه های سرشار از احساس خوشبختی در آن زندگی است....
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

تو لطف می کنی و دیگران وظیفه می پندارند / مجموعه داستان های شیوانا

زهرا فخرایی
شیوانا و داستان تو لطف می کنی و دیگران وظیفه می پندارند ... یکی از شاگردان مدرسه شیوانا هر روز صبح زود از خواب بیدار می شد و قبل از اینکه بقیه دوستانش بیدار شوند،...
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

«چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم» نوشته نادر ابراهیمی (نامه نهم)

محمد زکی زاده
روزگاری است که حتی جوان های عاشق نیز قدر مهتاب را نمی دانند. این ما هستیم که در چنین روزگار دشواری باید نگهبان اعتبار شبهای شفاف و پر شکوه، کهکشان شیری و شهاب های فرو...
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

دیر یا زود گستاخ تر می شوند / مجموعه داستان های شیوانا

زهرا فخرایی
شیوانا با کاروانی به شهری دیگر سفر می کرد، در کاروان افراد متفاوتی بودند که هر کدام خصوصیات اخلاقی خاصی داشتند. یکی پیرمردی بود که هوش و حواس درستی نداشت و دیگری مردی که میمون...
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

«چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم» نوشته نادر ابراهیمی (نامه سوم)

محمد زکی زاده
«چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم» نوشته نادر ابراهیمی (نامه سوم)... بانو، بانوی بخشنده‌ی بی نیاز من! این قناعت تو، دل مرا عجیب می شکند......
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

مهربان ترین مادر / مجموعه داستان های شیوانا

زهرا فخرایی
پدربزرگ من مردی ثروتمند و اشراف زاده است، پدرم به خاطر حفظ اعتبار او مجبور است مطابق خواسته های او زندگی کند. مادرم را هرگز ندیده ام، چون بعد از به دنیا آوردن ِمن فوت...