امام حسین علیه السلام هم اسیر شد: اسیر جهل و بیچارگیِ مردم!

در زیارت اربعین به محضر مبارک حضرت امام حسین علیه السلام، سلام می دهیم: سلام بر کسی که َقَتیلِ الْعَبَراتِ است، سلام بر کسی که اَسیرِ الْکُرُباتِ است،
اسیر کُربَتها شده، اصلاً آقاجان اسیر سختی شده است.

حضرت زینب سلام الله علیها هم اَسیرِ الْکُرُباتِ و هم اسیر مُدُن و شهرها شده است، اسارت زینب و عزیزان بیشتر از اسارت حسین بن علی علیه السلام شد
اما امام حسین علیه السلام هم اسیر شده است. اسیر دست چه کسی شده است؟
اسیر دست هزاران گرفتاری، هزاران بدبختی، جهل و بیچارگی، جهل و بیچارگیِ مردم.
جهالت غوغا کرد، خباثتِ نفس ها غوغا کرد.

در زیارت اربعین به آقا عرض می شود: شما جانت را برای این فدا کردی تا بندگان را از این جهالت بیرون بیاوری ” لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلالَهِ ”

چه جهالتی! جهالت آنچنان گرفته بود، جهالتِ بتن آرمه شده، سُربین شده، نمی شود تکان بدهی. خاک بر سر، نماز می خواند و می رود سرِ امام حسین را قطع می کند، چه جهالتی است، ریشه دارد.
حج رفته بودند. چه کسانی جمع شدند حسین بن علی را در کربلا کشتند؟ یهودی ها بودند؟ مسیحی ها بودند؟ آنها خودشان بودند، مسلمان های آن روز بودند، حج رفته هایشان بودند، نماز اول وقت خوان هایشان بودند ( لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلالَهِ).

این است که اسلام تأکید کرد گناهانی مثل دروغ و غیبت و مال مردم خوری و حسودی و بُخل و چشم تنگ و امثال اینها، این سری گناهانِ دمِ دستی همه را اسیر کرده است، هوا پرستی و مقام پرستی ، این جهالتها، این گناهان ریشه می دَواند، این ریشه دَوانده ها را مگر می شود از جا کَند، هر چه برایش آیه قرآن می خوانی از جا کنده نمی شود، قبول می کند، مثل وسواس، هر چه برایش مقدمه می گیری همه چیز را قبول می کند اما می خواهد نتیجه بگیرد باز همان راه شیطانی خودش را می رود.
اینجا هم همینجور ( لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَهِ وَ حَیْرَهِ الضَّلالَهِ)
یک گمراهی در بین مردم پدید آمد، که نماز خوانها و حج رفته ها جمع شدند امام حسین را کشتند.چه کارها می کردند؟

بخوانید!
درمحضر علامه حسن زاده آملی؛ بُوَد عید آن که دور از خود نمایی خوی حیوانی

و خداوند امام حسین علیه السلام را قَتیلِ الْعَبَراتِ قرار داده، قَتیل در اینجا به معنای مقتول است، کشته شد، قتیل است، اما قَتیل اشک است .

هر جا از کربلا می گویی، می بینی ناگهان عَبره شروع شده، عَبره در لغت عرب اشکهای چشم است که از چشم حرکت کند و بعد بیاید روی گونه ها و روی محاسن مثل قطرات باران همینجور بریزد، اینها را می گویند عَبره ، این عَبره را جمع بستند گفتند عَبَرات، یعنی قطراتِ اشکِ چشم همین جور می غلطد، وقتی راجع به هر گرفتاری کربلا حرف می زنیم

آقاجان امام زین العابدین وقتی به مدینه برگشتند،حجه الله است، ولی الله است، اصلا در مدینه یک خطبه قرائت نکرد، هیچ؛ اصلاً سکوت کرد، دیگر مردم لایق شنیدن نیستند، دَردِش آمد .مردم مدینه آقا امام حسین را تنها گذاشتند.

اَلسَّلامُ على اَسیرِ الْکُرُباتِ وَقَتیلِ الْعَبَراتِ
________
فرمایشات استاد داود صمدی آملی حفظه الله /ماه محرم

 

مجله اینترنتی تحلیلک

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید