ادبیات ادبیات و هنر گلستان سعدی

باب اول گلستان سعدی / در سیرت پادشاهان (قسمت ششم)

در سیرت پادشاهان – قسمت ششم

مَلِک زوزن(۱) را خواجه ای(۲) بود کریم النّفس(۳)، نیک محضر که همگنان(۴) را در مواجهه (۵)خدمت کردی و در غیبت نکویی گفتی. اتفاقا حرکتی از او در نظر سلطان ناپسند آمد. مصادره کرد و عقوبت فرمود. سرهنگان مَلِک به سوابق اِنعامِ(۶) او معترف بودند و به شکر آن مُرتَهَن.(۷)

در مدّت توکیل(۸) او رفق(۹) و ملاطفت کردندی و زجر و معاقبت (۱۰)روا نداشتندی.

 

صلح با دشمن اگر خواهی هرگه که تورا

در قفا عیب کند، در نظرش تحسین کن

سخن آخر به دهان می گذرد موذی را

سخنش تلخ نخواهی دهنش شیرین کن

 

آنچه مضمون خطاب مَلِک بود(۱۱) از عهده بعضی بدرآمد و به بقیّت در زندان بماند.(۱۲)

یکی از ملوکِ نواحی در خُفیه(۱۳) پیغامش فرستاد که ملوک آن طرف قدر چنان بزرگواری ندانستند و بی عزتی کردند.

اگر رای عزیز فلان، اَحسَنَ اللّهُ خَلاصَهُ(۱۴)، به جانب ما التفات کند(۱۵) در رعایت خاطرش(۱۶) هرچه تمامتر سعی کرده شود و اعیان این مملکت به دیدار او مُفتقرند(۱۷) و جواب این حروف را منتظر.

خواجه براین وقوف یافت و از خطر اندیشید. درحال جوابی مختصر، چنان که مصلحت دید، بر قفای ورق نِبِشت و روان کرد.

یکی از متعلّقان مَلِک که بر این واقف بود مَلِک را اعلام کرد که فلان را که حبس فرموده ای با ملوک نواحی مراسله(۱۸) دارد.

مَلِک بهم برآمد و کشف این خبر فرمود.(۱۹)

گلستان سعدی

 

قاصد را بگرفتند و رسالت(۲۰) او را بخواندند. نِبِشته بود که حُسنِِ ظنِّ بزرگان در حق این ضعیف بیش از فضیلت اوست و تشریف قبولی(۲۱) که ارزانی فرموده اند بنده را امکان اجابت آن نبود، بحکم آن که پرورده نعمت این خاندانم و به اندک مایه تغیّر خاطر با ولی نعمت بی وفائی کردن نه کار خردمندان است.

بخوانید!  داستان خرگوش دانا و شیر

 

آن را که بجای تست هردم کَرَمی

عذرش بنه ار کند به عمری ستمی

 

مَلِک را سیرت حق شناسی از او پسند آمد و خلعت و نعمت بخشید و عذر خواست که خطا کردم که تو را بی گنه بیازردم.

گفت: ای مَلِک من تو را در این که کردی خطائی نمی بینم بلکه تقدیرِ باری(۲۲)، عَزَّاسمُهُ(۲۳)، چنان بود که مرا مکروهی رسد. پس به دست تو اولی تر که حقوق سوابق نعمت داری و اَیادی منّت (۲۴)و حکما گفته اند:

 

گر گزندت رسد زخلق مرنج

که نه راحت رسد زخلق و نه رنج

از خدا دان خلاف دشمن و دوست

که دل هر دو در تصرف اوست

گرچه تیر از کمان همی گذرد

از کماندار بیند اهل خرد

 


۱- ناحیه ای که در قدیم جزء نیشابور بوده و امروزه از توابع خواف شهرستان تربت حیدری است

۲- وزیر، یکی از بزرگان

۳- بخشنده، بزرگوار

۴- همه

۵- در حضور

۶- احسان و نیکویی پیشین

۷- مرهون، در گرو

۸- بازداشت

۹- نرمی و ملایمت و مدارا

۱۰-شکنجه کردن

۱۱- آنچه پادشاه پرداخت آن را بعنوان جریمه دستور داده بود

۱۲- برای پرداخت بقیه مبلغ، در زندان گرفتار ماند

۱۳- پنهانی

۱۴- خدا رهایی او را نیکو و آسان گرداند

۱۵- توجه کند

۱۶- پاس داشتن و مراعات نظر او

۱۷- نیازمند

۱۸- مکاتبه

۱۹- دستور داد حقیقت این خبر را آشکار کنند

۲۰- نامه

۲۱- افتخار حسن قبول و پذیرایی

۲۲- آفریننده، خالق

۲۳- نامش گرامی است

۲۴- نعمت های احسان

بخوانید!  معرفی کتاب «علی از زبان علی» نوشته دکتر سید جعفر شهیدی

 

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

دستهایت را دوست می‌‏دارم؛ به بهانه زادروز فروغ فرخزاد

محمد زکی زاده

چهارمقاله نظامی عروضی / مقالت سوم؛ در علم نجوم و غزارت منجم در آن علم

محمد زکی زاده

فرشته های واقعی (مجموعه داستان های شیوانا)

زهرا فخرایی

دیدگاه خود را ثبت کنید