یکی از وزرا معزول(۱) خلع شد به حلقه ی درویشان درآمد. برکت صحبت ایشان در او سرایت کرد(۲) و جمعیت خاطرش دست داد.(۳)

مَلِک باردیگر با وی دل خوش کرد(۴) و عمل فرمود(۵) قبول نکرد و گفت: معزولی، به نزد خردمندان به که مشغولی.(۶)

آنان که به کُنجِ عافیت بنشستند

دندان سگ و دهان مردم بستند

کاغذ بدریدند و قلم بشکستند

وز دست و زبانِ حرف گیران رستند

مَلِک گفت: هرآینه(۷) مارا خردمندی کافی باید که تدبیر مملکت را بشاید.(۸)

گفت: ای ملک نشان خردمندِ کافی جز این نیست که به چنین کارها تن درندهد.

همای برهمه مرغان ازان شرف دارد

که استخوان خورد و جانور نیازارد

سیه گوش(۹) را پرسیدند که ملازمت صحبت شیرت به چه وجه اختیار آمد؟(۱۰) گفت: تا فضله ی صیدش(۱۱) می خورم و از شرّ دشمنان درپناه صولتش(۱۲) زندگانی می کنم.

گلستان سعدی

 

گفتند: اکنون که به ظلّ حمایتش(۱۳) درآمدی و به شکر نعمتش اقرار کردی چرا نزدیک تر نیایی تا به حلقه ی خاصّانت درآرد و از بندگان مخلصت شمارد؟ گفت: از بطشِ(۱۴) او همچنان ایمن نیستم.

اگر صدسال گبر آتش فروزد

چو یک دم اندر او افتد، بسوزد

افتدکه(۱۵) ندیم حضرت سلطان را زر بیاید وباشد(۱۶) که سر برود و حکما گفته اند: از تلوَن طبع(۱۷) پادشاهان برحذر باید بود که وقتی به سلامی برنجند و وقتی به دشنامی خلعت دهند و آورده اند که ظرافت بسیار هنر ندیمان است و عیب حکیمان.

تو بر سر قدر خوشتن باش و وّقار

بازیّ و ظرافت به ندیمان بگذار

 

 

 


۱-خلع شدن، محروم شدن

بخوانید!  باب سوم گلستان سعدی؛ در فضیلت قناعت(قسمت نهم)

۲- سعادت همنشینی با آنان در او اثر کرد

۳- آرامش خاطر برای او حاصل شد

۴- نسبت به او دلش صاف شد و محبت نشان داد

۵- به کار دیوانی مأمور کرد

۶- نگرانی و اضطراب

۷- قطعا، بی شک

۸- شایسته و لایق باشد

۹- پستانداری گوشت خوار از تیره گربه ها و کوچک تر از یوزپلنگ

۱۰- همنشینی پیوسته با شیر را از چه روی برگزیدی؟

۱۱- باقیمانده شکار

۱۲- حمله بردن، هیبت

۱۳- سایه نگاهبانی

۱۴- حمله کردن

۱۵- ممکن است که

۱۶- ممکن است

۱۷- دگرگونی خلق و خوی، رنگ به رنگ شدن

 

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید