ادبیات ادبیات و هنر گلستان سعدی

باب دوم گلستان سعدی / در اخلاق درویشان (قسمت یازدهم)

باب دوم حکایت 11

در اخلاق درویشان – قسمت یازدهم

بزرگی را پرسیدم از سیرت اخوان صفاصوفیان(۱). گفت: کمینهکمترین(۲) آن که مراد خاطردلخواه(۳) یاران بر مصالح خویش مقدّم دارد و حکما گفته اند: برادر که در بند خویش استفقط به فکر مصلحت خویشتن است(۴) نه برادر و نه خویش است.

باب دوم حکایت 11

همراه اگر شتاب کند همره تو نیست

دل درکسی مبند که دل بسته تو نیست

***

چون نبود خویش را دیانت و تقوی

قطع رحِم بهتر از مودت قُربی

 

یاد دارم که یکی مدّعی در این بیت بر قول من اعتراض کرد و گفت: حق تعالی در کتاب مجید از قطع رحم نهی کرده است و به مودت ذی القربی فرموده، و آنچه تو گفتی مناقض آن است.

گفتم: غلط کردی که موافق قرآن است:

و اِن جاهَداکَ عَلی اَن تُشْرِکَ بی ما لَیْسَ لَکَ به عِلمٌ فلا تَطِعْهما.(۵و اگر پدر و مادر بر تو سخت گیرند که آنچه را که به آن علم و یقین نداری با من شریک گیری پس از آنان اطاعت مکن)

 

هزار خویش که بیگانه از خدا باشد

فدای یک تن ِ بیگانه کاشنا باشد

 


۱- روش برادران پاکدل(صوفیان)

۲- کمترین و حداقل

۳- دلخواه

۴- فقط به فکر مصلحت خویشتن است

۵- و اگر پدر و مادر بر تو سخت گیرند که آنچه را که به آن علم و یقین نداری با من شریک گیری پس از آنان اطاعت مکن

 

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

بخوانید!  در شبستان شعر معاصر همراه با کیومرث منشی زاده

نوشته های مرتبط

چهارمقاله نظامی عروضی / حکایت چهارم از مقالت ماهیت علم شعر و صلاحیت شاعر

محمد زکی زاده

محرم در ادبیات فارسی / همراه با حسین منزوی

محمد زکی زاده

در شبستان شعر معاصر همراه با ابوالقاسم هدایتی

زهرا فخرایی

دیدگاه خود را ثبت کنید