ادبیات گلستان سعدی

باب دوم گلستان سعدی / در اخلاق درویشان (قسمت سوم)

باب دوم حکایت 3

در اخلاق درویشان – قسمت سوم

زاهدی مهمان پادشاهی بود. چون به طعام بنشستند کم تر ازان خورد که ارادتمیل، خواست(۱) او بود و چون به نماز برخاستند بیش ازان کرد که عادت او بود تا ظنّ صلاحگمان نیکی(۲) در حقّ او زیادت کنند.

ترسم نرسی به کعبه، ای اعرابی

کاین ره که تو می روی به ترکستان است

چون به مقاممنزل، مسکن(۳) خویش بازآمد سفره خواست تا تناولی کند. پسری داشت صاحب فراستتیزهوش(۴). گفت: ای پدر، باریدرهرحال(۵)به دعوت سلطان در طعام نخوردی؟

گفت: در نظر ایشان چیزی نخوردم که بکار آید.

گفت: نماز را هم قضا کن که چیزی نکردی که بکار آید.

باب دوم حکایت 3

 

ای هنرها نهاده بر کف دست

عیبها بر گرفته زیر بغل

 

تا چه خواهی خریدن، ای مغرور،

 روز درماندگی به سیم دغل؟

 


۱- میل، خواست

۲- گمان نیکی

۳- منزل، مسکن

۴- تیزهوش

۵- درهرحال

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

بخوانید!  امن تر از دلت کجا؟ / مجموعه داستان های شیوانا

نوشته های مرتبط

امام علی در شعر شهریار / علی ای همای رحمت

محمد زکی زاده

چهارمقاله نظامی عروضی / مقالت چهارم؛ در علم طب و هدایت طبیب

محمد زکی زاده

حکایتی در چیستی بندگی / تأملی بر اسرار التوحید

محمد زکی زاده

دیدگاه خود را ثبت کنید