ادبیات ادبیات و هنر

باب دوم گلستان سعدی / در اخلاق درویشان (قسمت دهم)

باب دوم حکایت 10

در اخلاق درویشان – قسمت دهم

فقیهی پدر را گفت: هیچ از این سخنان رنگین دلاویزخوش ظاهر(۱) متکلمانگویندگان وعظ(۲) در من اثر نمی‌کند. سبب آن که نمی‌بینم از ایشان کرداری موافق گفتار.

ترک دنیا به مردم آموزند

خویشتن سیم و غلّه اندوزند

 

عالمی را که گفت باشد و بس

هر چه گوید نگیرد اندر کس

 

عالم آن کس بود که بد نکند

نه بگوید به خلق و خود نکند

 

اَتَأمُرونَ الناسَ بِالبِرِّ وَ تَنْسَونَ اَنفُسَکُم ؟(۳آیا مردم را به نیکوکاری دستور می دهید و خود را فراموش می کنید؟)

عالم که کامرانی و تن پروری کند

او خویشتن گم است، که را رهبری کند؟

باب دوم حکایت 10

پدر گفت: ای پسر، بمجرد این خیال باطلبصِرف این پندار نادرست(۴) نشاید روی از تربیت ناصحان بگردانیدن و علما را به ضلالتگمراهی(۵) منسوب کردن و در طلب عالم معصوم از فواید علم محروم ماندن، همچون نابینایی که شبی در وحلگِل(۶) افتاده بود و می‌گفت: آخر، ای مسلمانان، چراغی فرا راه من دارید. زنی مازحهشوخ طبع(۷) بشنید و گفت: تو که چراغ نبینی به چراغ چه بینی؟

همچنین مجلس واعظ چون کلبه بزّازست؛ آن جا تا نقدی ندهی بضاعتیکالا(۸) نستانی و این جا تا ارادتی نیاوری سعادتی نبری.

گفت عالم به گوش جان بشنو

ور نماند به گفتنش کردار

 

باطل است آنچه مدّعی گوید:

خفته را خفته کی کند بیدار؟

 

مرد باید که گیرد اندر گوش

ور نبشته ست پند بر دیوار

***

صاحبدلی به مدرسه آمد ز خانقاه

بشکست عهد صحبت اهل طریق را

 

گفتم: میان عالم و عابد چه فرق بود

تا اختیار کردی از آن این فریق را؟

 

گفت: آن گلیم خویش بدر می‌برد ز موج

وین جهد می‌کند که بگیرد غریق را

 


۱- خوش ظاهر

۲- گویندگان وعظ

۳- آیا مردم را به نیکوکاری دستور می دهید و خود را فراموش می کنید؟

۴- بصِرف این پندار نادرست

۵- گمراهی

۶ گِل

۷- شوخ طبع

۸- کالا

 

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

سکوت نشانه قدرت است (مجموعه داستان های شیوانا)

زهرا فخرایی

ترکیب بندی رنگ ها (بخش اول)

بهناز بختیاری

معرفی کتاب چشمهایش نوشته بزرگ علوی

ارغوان فاطمی

دیدگاه خود را ثبت کنید