باب سوم گلستان سعدی؛ در فضیلت قناعت(قسمت نهم)

0
باب سوم گلستان
باب سوم گلستان

هرگز از دور زمان ننالیدم و روی از گردش آسمان درهم نکشیدم(۱روی درهم کشیدن به معنی ابراز دلتنگی و شکایت است) مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتمتوانایی خرید کفشی نداشتم(۲)، به جامعمسجد جامع(۳) کوفه در آمدم دلتنگ، یکی را دیدم که پای نداشت. شکر نعمت حق تعالی بجای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم

مرغ بریان به چشم مردم سیر

کمتر از برگ ترّه بر خوان است

 

وان که را دستگاه و قدرت نیست

شلغم پخته مرغ بریان است

باب سوم گلستان


 

۱- روی درهم کشیدن به معنی ابراز دلتنگی و شکایت است

۲- توانایی خرید کفشی نداشتم

۳- مسجد جامع

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

بخوانید!  باب پنجم گلستان سعدی؛ در عشق و جوانی(قسمت دوم)

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید