ادبیات ادبیات و هنر گلستان سعدی

باب هشتم گلستان سعدی / در آداب صحبت (قسمت آخر)

سعدی - باب هشتم گلستان

 در آداب صحبت – قسمت آخر

 

حکیمی را پرسیدند: چندین درخت نامور که خدای، عَزَّوَجَلّ، آفریده است و برومندمیوه دار(۱)، هیچ یکی را آزاد نخوانند مگر سرو را که ثمره ای ندارد، گویی در این چه حکمت است؟ گفت: هریکی را دخلیثمر(۲) معیّن است به وقت معلوم، گاهی به وجود آن تازه اند و گاهی به عدم آن پژمریده و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوش است و این است صفت آزادگان.

 

بر اینچه می گذرد دل منه که دجله بسی
پس از خلیفه نخواهد گذشت در بغداد

گرت ز دست برآید، چون نخل باش کریم
ورت بدست نیاید، چو سرو باش آزاد

 


۱. بارور، میوه دار

۲. بهره، برداشت، ثمر

 

مجله اینترنتی تحلیلک

بخوانید!  شعر کودکانه یک روز یه آقا خرگوشه

نوشته های مرتبط

بررسی رزق و روزی در آثار سعدی شیرازی با نگاه ویژه به گلستان

محمد زکی زاده

داستان کوتاه پریچهر (قسمت سی ام)

ارغوان فاطمی

معرفی کتاب «یوزپلنگانی که با من دویده اند» نوشته بیژن نجدی

محمد زکی زاده

دیدگاه خود را ثبت کنید