ادبیات ادبیات و هنر گلستان سعدی

باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت پنجم)

باب پنجم گلستان

در عشق و جوانی – قسمت پنجم

یکی را از علما پرسیدند که کسی با ماه رویی در خلوت نشسته و درها بسته و رفیقان خفته و نفس طالب و شهوت غالب، چنان که عرب گوید: التّمرُ یانعٌ وَ الناطورُ غیرُ مانع.(۱خرما رسیده است و باغبان مانع نیست) هیچ باشدآیا امکان دارد؟(۲) که به قوّت پرهیزگاری از وی بسلامت بماند؟ گفت: اگر از مه رویان بسلامت ماند از بدگویان نماند.

 

 

وَ اِن سَلِمَ الاِنسانُ مِن سوُءِ نَفسِهِ

فَمِن سُوءِ ظَنِّ المُدَّعی لیسَ یَسلَمُ (۳اگر آدمی از بدی نفس خویش بسلامت ماند از بدگمانی مدعی ایمن نمی ماند)

شاید پس کار خویشتن بنشستن

لیکن نتوان زبان مردم بستن

 


 

۱. خرما رسیده است و باغبان مانع نیست

۲. آیا امکان دارد؟

۳. اگر آدمی از بدی نفس خویش بسلامت ماند از بدگمانی مدعی ایمن نمی ماند

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

بخوانید!  معرفی برج گنبد کاووس (برج گنبد قابوس) / بلندترین برج آجری جهان

نوشته های مرتبط

داستان کوتاه پریچهر (قسمت سی و هفتم)

ارغوان فاطمی

بررسی و تأمل در باب ششم قابوس نامه عنصرالمعالی

محمد زکی زاده

بیان و شرح یک داستان از مثنوی معنوی مولوی (۲)

محمد زکی زاده

دیدگاه خود را ثبت کنید