سلامت کودک

ترس از مدرسه رفتن

ترس از مدرسه

ترس از مدرسه

ترس از مدرسه در ۱ تا ۲ درصد دانش آموزان دیده می‌شود و حدود نصف موارد با اضطراب همراه است. افسردگی در بیش از نیمی از موارد و رفتار ستیزه جویی در پنجاه درصد مشاهده می‌شود. کوچک ترها اغلب اضطراب جدای و کودکان بزرگتر اغلب ترس از اجتماع دارند. این مسئله، شایع ترین اختلال روحی روانی دانش آموزان است.

دلایل ایجاد ترس از مدرسه

از دلایل ایجاد این اختلال حمایت افراطی و بیش از حد پدر و مادر از کودک، طلاق، ترس از ترک خانه، ترس از به دست نیاوردن نمره کامل، مهاجرت یا تغییر مدرسه، بیماری والدین، غیبت طولانی کودک به علت بیماری، شنیدن اخبار کودک آزاری، آزار و اذیت و تمسخر کودک توسط کودکان دیگر، مقایسه کردن کودک با دیگران، مراسم و مقررات خشک مدرسه و… است

ترس از مدرسه می‌تواند منجر به مشکلات تحصیلی، اختلافات خانوادگی، کاهش روابط اجتماعی شود و زمینه ساز بزهکاری و افسردگی گردد.

علائم ترس از مدرسه

علائم ترس از مدرسه گاهی به شکل بیماری گوارشی مانند درد شکم و استفراغ و اسهال، سردرد، ترس از تاریکی، اضطراب، کابوس های شبانه، آشفتگی روانی و احساس بیماری دائمی ظاهر می‌شود.

 

ترس از مدرسه - ترس از مدرسه رفتن

درمان

برای درمان برخورد مناسب و تکریم کودکان و عدم تحقیر و مقایسه کردن کودک با دیگران، دوست داشتن بدون قید و شرط کودکان نه دوست داشتن به شرط مدرسه رفتن؛ مهم است.

از مدرسه و مدیر و معلم برای ترساندن کودک استفاده نشود. از تهدید به آینده‌ای بدون سواد و شغل برای کشاندن کودکان به مدرسه استفاده نکنید.

بخوانید!  درد اندام در کودکان چیست

مدرسه را محلی برای لذت بردن کودکان از زندگی معرفی کنیم. از وجود دوست خوب در مدرسه کمک بگیرید. گاهی وجود یکی از کارکنان مدرسه که کودک او را دوست دارد مشکل را حل خواهد کرد.

همکاری والدین و مسئولان مدرسه بسیار مهم است. توجه کنیم روزی که کودک مجبور است در خانه بماند، روزی پر از فعالیت های لذت‌بخش نباشد.

کودک ترسیده از مدرسه ممکن است نیاز به توجه بیشتری در مدرسه داشته باشد. اجازه ترک مدرسه مجاز نیست.

ممکن است در مواردی درمان طبی و مشاوره روانشناسی لازم باشد.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

نگاهی به وضعیت ظاهری نوزاد _ بخش پنجم _ گردن، قلب و سایر اندام ها

کودک من

نکات مهم در تغذیه تکمیلی کودک تا یک سالگی

کودک من

چرا گاهی نوزادان سینه مادر را پس می‌زنند؟ (بخش سوم)

کودک من

دیدگاه خود را ثبت کنید