چهارشنبه/ 6 بهمن / 1400

جایگاه شیطان در نظام هستی

جایگاه شیطان در نظام هستی / حضور و مراقبت (مجلس پانزدهم)

این دربان، آن‌قدر هم دربانی می‌کند و آن‌قدر جلوی ما را می‌گیرد تا دل را بشکند و دل که شکست، دیگر دست شیطان نیست چه بخواهد چه نخواهد، نمی‌تواند جلوی انسان را بگیرد که: "انا عند المنکسرة قلوبهم".
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

جایگاه شیطان در نظام هستی / حضور و مراقبت (مجلس پانزدهم)

استاد صمدی آملی

 

جایگاه شیطان در نظام هستی

گاهی ارباب ما کارهای عجیبی می‌کند. همان‌طور که به خاتم‌ الانبیا صلی الله‌ علیه و آله و سلم می‌فرماید:

“یا أیتها النفس المطمئنة/ ارجعی الی ربک راضیة مرضیة / فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی” نیز به شیطان می‌فرماید واسط را کنار بگذار و بیا با من حرف بزن. چون گاهی اوقات واسطه‌ ها کار را خراب می‌کنند. شیطان هم هرچه خواست گفت و رجیم و رانده درگاه شد و خدا به او فرمود برو هر کاری که از دستت برمی‌آید انجام بده و چه خوب شد که این شیطان دربان حضرت حق شده‌ است.

او چون خودش رفت و دید که حضور و مراقبت و حفظ آن، خیلی سنگین و مشکل است، از آن مقام حضور درآمد و دربان آن درگاه شد. او هم به کسانی که می‌خواهند بی‌واسطه با خدا صحبت کنند می‌گوید، ما رفتیم و آبروی خود را بردیم. تو هم اگر بخواهی بروی، می‌دانم که اصلا بلد نیستی حرف بزنی و کار را خراب می‌کنی، پس بهتر است تو را برگردانم تا نروی و آبروی خودت را نبری.

این دربان، آن‌قدر هم دربانی می‌کند و آن‌قدر جلوی ما را می‌گیرد تا دل را بشکند و دل که شکست، دیگر دست شیطان نیست چه بخواهد چه نخواهد، نمی‌تواند جلوی انسان را بگیرد که: “انا عند المنکسرة قلوبهم”.

گفت عشق وارد دل شد گفتند مگر دم در ننوشته بودیم که ورود ممنوع، عشق گفت سواد نداشتیم.

گاه انسان اشتباه می‌کند و به دست‌اندازی می‌افتد و به واسطه آن اشتباه به بلایی دچار می‌شود و به واسطه بلا دلش می‌شکند. انسان تا دل‌شکسته است می‌تواند با خدا حرف بزند، ولی به‌محض این‌که از دل‌شکستگی درآمد شیطان جلوی او را می‌گیرد، مگر آنکه دائماً با آه همدم شود. فرمایش آقا در الهی‌نامه لطایف بسیاری دارد، آنجا که می‌فرماید:

الهی! عمری آه در بساط نداشتم و اینک جز آه در بساط ندارم

جایگاه شیطان در نظام هستی
جایگاه شیطان در نظام هستی

بیماری که آه می‌کشد خیلی‌ خوب است؛ چون آه یعنی خدا و او در حقیقت خدا را در بساط خود دارد، اما همین‌ که خوب می‌شود، می‌بیند باز هم شیطان جلوی او را می‌گیرد و به او می‌گوید به درگاه حق قدم مگذار که نمی‌توانی از عهده برآیی.

شیطان دربان حق است، چه این‌که “وَهم”، دربان عقل است، شبهات درست می‌کند، با قوه‌ خیال همدست می‌شود و این دو آن‌قدر اشکال و صُوَر انشاء می‌کنند تا در مسیر عملی شخص را خسته کنند اما اگر آن شخص از پس این خستگی برآمد و ایستادگی کرد، به او می‌گویند بیا و به خدمت عقل مشرف شو، اما اگر دیدند آن شخص به اندک چیزی خسته می‌شود و باز می‌گردد، به او می‌گویند محضر عقل سنگین است، تو زمینی باش و پیش ما چرا کن.

“وَهم”، در حقیقت عقل ساقط‌ شده است؛ چه‌این‌که شیطان، عبد ساقط شده‌است.

آن که سقوط کرد به دیگری تذکر می‌دهد مبادا بی‌ محابا وارد شوی و آداب حرم را رعایت نکنی، لذا او نیز معلم می‌شود. این است که می‌گویند ادب را از دو گروه می‌توان آموخت:

یکی از با ادبان و دیگری از بی‌ادبان، یکی می‌گوید: “نرو زیرا که زمینه‌سازی نکردی و راه سنگین است، ما رفتیم و نتوانستیم” و دیگری می‌گوید: “زمینه را درست کن و پله‌ پله بیا که من دستت را خواهم گرفت، من هم خدا خدا کردم و رفتم و شد”.

می‌بینید که حرف این دو گروه با هم تناقض ندارد و ما چون در نشئه طبیعت و کثرت هستیم، وقتی می‌خواهیم این دو حرف را جمع کنیم دچار زحمت می‌شویم. بالاتر که می‌روی، می‌بینی که حرف شیطان مخالف حرف رحمان نیست؛ شیطان می‌گوید نرو که سنگین است و دیگری می‌گوید ولو این‌ که سنگین است بیا.

شیطان آن‌ قدر مانع تو می‌شود که بتوانی از عهده حضور در آن‌ جا برآیی و دیگری هم به تو کمک می‌کند که بتوانی حاضر باشی؛ یعنی یکی از پایین هُل می‌دهد و دیگری از بالا تو را می‌کشد.

تشبیه بنده درباره شیطان و در مورد مظهر اسم شریف هادی و مضل این است که، یکی از بالا می‌گوید تعالوا و دیگری از پایین می‌گوید برو؛ منتها این‌ که از پائین می‌گوید برو، به‌ زور می‌ترساند و آن‌قدر رهزنی می‌کند تا قابلیت را قوی کند.

شیطان برای آن است که قابلیت قوی شود؛ چه این‌که قوه‌ وَهم و خیال هم برای قوی کردن نفس ناطقه اند تا به سرحدّ عقل قدم گذارد.

هادی و مضل، هر دو تحت هدایت مطلقه دست به دست هم می‌دهند، اما یکی از راه گمراهی هدایت می‌کند و دیگری از راه هدایت. در نظره‌ اولی هدایت رحمان و ضلالت شیطان، در مقابل هم هستند، یعنی هدایت در تقابل ضلالت و گمراهی است و اسم شریف هادی که در مقابل مضل است با مضل متقابل است، اما به دید دقیق‌تر و عمیق‌تر باید بگوییم آن اسم شریف هادی که اعم از هادی در مقابل مضل و مضل در مقابل هادی است، در آن افق اعلی، رحمت و هدایت واسعه است و شامل تمامی موجودات می‌شود، فافهم!

و الحمدلله رب‌العالمین
پایان مجلس پانزدهم

بیشتر بخوانید: در عالم فقط خودت را باش

کتاب حضور و مراقبت استاد صمدی آملی مجموعه سخنرانی های ایشان در مشهد مقدس و در محضر امام رضا علیه السلام در سال ۱۳۷۸ است.

مجله اینترنتی تحلیلک

siha
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x