سه شنبه/ ۲۵ خرداد / ۱۴۰۰

جملات کوتاه عاشقانه / ۲۰ جمله عاشقانه برای مخاطب خاص

جملات كوتاه عاشقانه براي ابراز عشق هرچه نگوييم كم است و هرچه بگوييم زياد... چرا كه براي بيان عمق عشقي، فقط نگاهي كافيست. اما به رسم ابراز عشق، جملاتي عاشقانه و زيبا را گردآوري كرده ايم تا به وقت نياز از آنها استفاده كنيد.

جملات کوتاه عاشقانه؛ برای ابراز عشق هرچه نگوییم کم است و هرچه بگوییم زیاد…
چرا که برای بیان عمق عشقی، فقط نگاهی کافیست.
اما به رسم ابراز عشق، جملاتی عاشقانه و زیبا را گردآوری کرده ایم تا به وقت نیاز از آنها استفاده کنید.

با ما باشید؛ جملات کوتاه عاشقانه
جملات عاشقانه برای ابراز عشق

جملات کوتاه عاشقانه

جملات کوتاه عاشقانه

ازم پرسید اگه میتونستی الان هرجایی از جهان که میخواستی باشی کجا میرفتی؟
گفتم کجایی؟

* * * * *

کدام نشانه دویده است از تو در تن من؟
که ذره های وجودم تو را که می بینند
به رقص می آیند.
سرود می خوانند…

* * * * *

دوست داشتنت
تمام نمیشود
با هر نفس
درونِ من
متولد میشوی …

* * * * *

دوست داشتنت،
اندازه ندارد…
پایان ندارد….
گویی بایستی بر ساحل اقیانوس و
موج‌های کوچک و بزرگ مکرر را
بی‌انتها، بشماری.

* * * * *

با تو خوشبخت ترین آدمِ این قافله ام
گم نشو، دور نشو،
بی تو جهانم خالیست…

* * * * *

پیش از تو بسیار دوست داشته‌ام
و پس از تو بسیار خواهم نگریست،
و کنار تو بسیار نگریستم…
اما تو بیرون از هندسه‌ی تکراری…

* * * * *

جملات عاشقانه برای ابراز عشق

جمله عاشقانه برای مخاطب خاص

در آغوش هم
در این دایره‌ی بى‌ پایان
من امتداد تواَم
یا تو امتداد منى؟

* * * * *

کاش لبخندت انحصارى بود
انحنایى،
که فقط منحصر به من بود…

* * * * *

یکی از جذاب ترین تعریف های عشق رو جبران خلیل جبران میگه:
و آن کسی را که دوست داری، نیم دیگر تو نیست! او تویی، اما در جایی دیگر…

* * * * *

بهشت همین‌جاست
همین‌جا که صدای قلبت را
خوب می‌شنوم…

* * * * *

‌‌‎‌‌‌‌جملات کوتاه عاشقانه

تو مثلِ خوابِ اولِ صبح میمانى… مثلِ آن روىِ خنکِ بالشت…
همانقدر شیرین
همانقدر دلچسب‌‌ و زیبا…

* * * * *

کلافه که میشوم
باید تویی باشد
تا مرا ببافد به آغوشش…

* * * * *

تویی که دلیل شدی برای هر علت
معلوم شدی برای منِ مجهول
لیلی شدی برای منِ مجنون

* * * * *

جملات عاشقانه برای ابراز عشق

‌‌‎‌‌‌‌جملات کوتاه عاشقانه

دیکتاتور آغوش توست
که هر بار
مرا
تسلیم میکند…

* * * * *

چشم هایت مثل غزلی است که مولانا سروده باشد
و شجریان بخواند …

* * * * *

گفتا که: دلت کجاست؟
گفتم: بَرِ او
پرسید: که او کجاست؟
گفتم: در دل

* * * * *

دلـــم‌ می‌خواست‌،
در عصر دیگری‌ دوستت‌ می‌داشتم‌!
در عصری‌ مهربان‌ تر و شاعـــرانه‌ تر،
عصری‌ که‌ عطرِ کتاب‌، عطرِ یاس‌ و عطرِ
آزادی‌ را بیشتر حس‌ می‌توان حس کرد …

* * * * *

من به خودم که نه
به داشتنِ تو
مغرورم …

* * * * *

‏محبوب من!
تمام چیزی که ذهنم را مشغول کرده
این است که حال تو
و حال چشم هایت خوب باشد …

* * * * *

و گفت: «مرا در مَقامی
مَدار که گویم من و تو.
مرا در مَقامی دار که در
میان نباشم،
همه تو باشی…

مجله اینترنتی تحلیلک

 

اسکرول به بالا