ادبیات

حافظ شیرازی شاعری بی همتا؛ به بهانه بزرگداشت حضرت لسان الغیب

حافظ - حافظ شیرازی

بزرگداشت حافظ شیرازی

بزرگداشت حافظ شیرازی به قدری مهم و بزرگ است که هرچه به آن پرداخته شود باز کم است. در هفته ای که گذشت تلاش بر آن بود تا بتوانیم حق مطلب را به خوبی و در حد توان برآورده کنیم، به همین دلیل از ابتدای هفته به حضرت حافظ شیرازی پرداختیم. با توجه به اینکه روز گذشته-نوزدهم مهرماه- سالروز یکی از بزرگان ادبیات معاصر؛ دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی بود در این نوشته به نقل بیانات ایشان در رابطه با حافظ می پردازیم.

 

طنز حافظ

استاد شفیعی کدکنی در شماره نوزدهم مجله حافظ در رابطه با طنز حافظ می نویسند:

در بیان طنزآمیز و شگفت آور حافظ، چندین نوع تناقض و تضاد به یک دگر گره خورده است. ( این از نوع صنعت تضاد، که در کتب بدیع مورد بحث قرار گرفته است نیست و ربطی به آن ندارد.) و به یاری بیان هنری و معجزه آسای حافظ حالتی پذیرفتنی و قابل قبول یافته است.

طنز عبارت است از: تصویر هنری اجتماع نقیضین و ضدین.

در منطق اجتماع آنها محال است یعنی از دیدگاه منطق نمیتوان تصور کرد که یک چیز هم ساکن باشد و هم در حرکت؛ اما هنر منطق خویش را دارد و در منطق هنر؛ یعنی رهگذر خلاقیت و نبوغ هنرمند میتوان پذیرفت که یک چیز هم ساکن باشد و هم درهمان لحظه درحال حرکت. و جامعه عصرحافظ یکی از بهترین نمونه های شکل گیری این تناقض در ساخت جامعه است و شاید برای نمونه رفتار امیر مبارزالدین را بتوان یکی از بهترین نمونه های تجسم این تناقض در بافت جامعه دانست.

اما وقتی این تناقض ها بابرخورد هنری چه از سوی عوام و چه از سوی خواص، تصویر شود طنز به معنای دقیق کلمه آشکار می شود.

استفاده از اسلوب بیان و طنز منحصرا کار حافظ نیست.

حتی عامه مردم از اسلوب طنز بهترین برداشت ها را در گفتار و مضاحک خویش دارند و از سوی دیگر بیان پارادوکسی یکی از قلمروهای شاعران در هر زبانی است، اما این طنز در کار حافظ حالتی استثنایی دارد و آن، قلمرو طنز است؛ قلمرو طنز حافظ را در سراسر دیوان او، بی هیچ استثنایی، رفتار مذهبی ریاکاران عصر تشکیل می‌دهد.

و می‌توانید دیوان حافظ را یکبار از آغاز تا انجام، از این دیدگاه، به دقت مورد بررسی قرار دهید، حتی یک مورد بیان طنز آمیز پیدا نمی‌کنید که در ساختار معنایی آن بخشی از عناصر مذهب وجود نداشته باشد. و در ترکیب اجزای متناقض آن، عنصری از عناصر مذهب دیده نشود و این بزرگترین و مهم‌ترین ویژگی شعر حافظ‌ است که با هنر خویش و با طنز خویش ساختار متناقض جامعه را تصویر کند.
کوشش حافظ برای تصویر هنری اجتماع نقیضین در ساخت جامعه و نشان دادن اینکه یکی از دو سوی این تناقض را عنصری از عناصر مذهب تشکیل می‌دهد، بازگشتن به جنبه سیاسی شعر اوست. شعر حافظ، در تاریخ ادبیات ایران، ضمن سیاسی ترین شعرهاست.
اما چرا این شعر سیال، طنز خویش را همواره به عنصری از عناصر مذهبی گره می زند؟

زیرا حکومت عصر، قدرت خویش را به مذهب و عناصر اعتقادی مردم گره زده است و در عمل بیش از حکومت های دیگر از زبان مذهب و از نیروی اعتقاد مردم میخواهد به نفع خویش استفاده کند.

افلاطون گفته است: “در کمدی، روح آمیزه ای از رنج و لذت را تجربه میکند.” در طنز حافظ نیز وضع چنین است آنجا که شعر او لحن طنز به خود می‌گیرد آمیزه ای از لذت و رنج است که ما را در خود فرو می‌برد:

نقد صوفی نه همین صافی بی‌غش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

 

قلندریه در تاریخ

همچنین دکتر شفیعی کدکنی در کتاب قلندریه در تاریخ می نویسند:

دیوان حافظ، دریچه آزادى روح انسانِ ایرانى است.

درست است که هر اثرِ هنرى، مى تواند مصداق دریچه آزادى روح به شمار آید امّا براى قوم ایرانى هیچ اثر هنرى در حدّٓ دیوان حافظ این توانایى را ندارد که باچنین لطافتى تابوهاى حاکم بر جامعه را مورد تجاوز خود قرار دهد و در عین حال همواره عزیز و قدسى بماند و در طاقچه منازل در کنار قرآن.

[شنیده ام که در بعضى مناطق ماوراء النهر، هنوز، وقتى مادران طفل خردسال خود را براى مدتى کوتاه در منزل رها مى کنند، دیوان حافظ را در زیر بالش طفل مى گذارند و عقیده دارند که معنویّت «حضرت حافظ» در مدّت غیبت مادر، پاسدار طفل خواهد بود.]

حقیقت قضیه این است که آن رند قلندرى که حافظ او را قهرمان لیریکِ شعر خود ساخته است، پدیده اى تاریخى و عینى هرگز نبوده است. بلکه تبلور آرزوهاى امثال حافظ و شاعران بزرگ قبل از او است امثال سنایی و عطار و این هنرمندان، ازین رهگذر، به نیازهاى فرهنگى و اجتماعى جامعه خویش پاسخ گفته اند و این که هم امروز از دیوان حافظ لذت مى بریم و با او در ستایش رندان قلندر همدلى مى کنیم، ادامه همان راه و رسم است و تا زبان پارسى و فرهنگ ایرانى باشد، این وظیفه عظیم اجتماعى و تاریخى را دیوانِ حافظ همیشه عهده دار خواهد بود.
هیچ ملتى چنین شاعرى نداشته است و نخواهد داشت.

هیچ کس منکر شکسپیر و هومر و پوشکین و گوته و متنبى و دانته نیست، ولى این چنین حضور شگفت آورى در زندگى یک ملّت در تمام لحظه هاى تاریخى یک جامعه از عهده هیچ شاعرى تاکنون برنیامده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

باب سوم گلستان سعدی / در فضیلت قناعت (قسمت هفتم)

محمد زکی زاده

رساله عشق شیخ الرئیس ابو علی سینا / مقدمه

محمد زکی زاده

در محضر حسین منزوی

محمد زکی زاده

۳ دیدگاه

Avatar
مهتاب رضایی ۲۰ مهر ۹۷ at ۳:۱۱ ب٫ظ

عالی عالی عالی

پاسخ
Avatar
علیرضا سیدزاده ۲۰ مهر ۹۷ at ۳:۱۲ ب٫ظ

خداحفظ کنه استاد شفیعی رو چقدر جامع و قشنگ و البته ممنون از شما

پاسخ
Avatar
راحله صفایی ۲۰ مهر ۹۷ at ۳:۱۳ ب٫ظ

ممنون از شما جناب زکی زاده

پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید