حکمت و فلسفه عارفانه

حضور و مراقبت استاد صمدی آملی / مجلس هفتم (صراط تاریک و باریک حضور)

حضور و مراقبت استاد صمدی آملی

حضور و مراقبت استاد صمدی آملی / مجلس هفتم (صراط تاریک و باریک حضور)

 

استاد صمدی آملی

صراط تاریک و باریک حضور

بباید بود دائم در حضورش
که تا بینی تجلّی‌ های نورش

به یک معنی تو را فکر حضوری
نیارد قرب باشد عین دوری

حضور و مراقبت استاد صمدی آملی

این که انسان فکر کند تا حضور پیدا کند، عین دوری است. مگر شما هیچ‌گاه به چشم خود گفتید هر وقت باز شدی باید ببینی. یا که خود چشم به محض این ‌که باز شود می‌بیند؟ حضور چیزی است که ادراک آن نباید با هیچ واسطه‌ای باشد. البته حرف از این‌ها هم بالاتر است.

مقام تو فراتر از حضور است
اگرچه محضر الله نور است

در آن مقام حضور برداشته می شود، حاضر هم برداشته می‌شود و فقط “او” می‌ماند.

حضوری تا طلب داری ز دوریست
حضوری را کجا حرف حضوری است؟

این ‌که انسان حضور را طلب کند و این ‌طور به دنبال حضور باشد، نشانه این است که دور شده است. درحالی ‌که آن که حضور دارد، حرفی از حضور نمی‌زند و فکر حضور هم برداشته می شود. همین که بخواهی بگویی من می‌خواهم حضور داشته باشم، رهزنت می‌شود.

حضوری محو در عزّ جلال است
حضوری مات در حسن جمال است

فراتر از حضور این است که جلال عالم، انسان را بگیرد و او دیگر هیچ اختیاری از خود نداشته باشد؛ به طوری که هرچه می‌بیند، هر چه می‌شنود، هر چه می گوید، هرچه معاشرت می کند، همه جلال و جمال عظموت و جبروت باشد.

حضوری را فؤاد مستهام است
حضوری را مقام لامقام است

فؤاد مستهام، دل تیر خورده است؛ یعنی آن ‌چنان حق به دل تیر زده که دیگر دلی باقی نمانده ‌است و دلبر آن‌چنان دل را برده که اصلاً دلی باقی نگذاشته است. و نیز مقام آن که اهل حضور است لامقام است، یعنی اگر بخواهد در حضور مقامی طلب کند، آن، عین دوری است و مقام آن که اهل حضور است این است که اصلاً هیچ مقامی ندارد.

حضور و مراقبت استاد صمدی آملی

ما می‌گوییم حضرت علی علیه السلام و ائمه اطهار، اگر معصوم بودند و گناه نمی‌کردند، چرا این‌قدر آه و ناله داشتند و در شب گریه می‌کردند؟! در حالی‌ که نمی‌دانیم اگر آن‌ها می‌خواستند حتی به مقام عصمت و مقام معنوی خود توجه کنند، همین توجه برای آن‌ها دوری و گناه محسوب می‌شد.

گناه که فقط غیبت و دروغ و تهمت و دزدی و امثال ذلک نیست. متأسفانه ما فقط به این اندازه متوقف شده‌ایم و به این حرف‌ها عادت کرده‌ایم. و در همین حد باقی مانده‌ایم. حقیقت آن است که برای امام معصوم توجه به مقام عصمت و حضور و مراقبتی که دارد خود، گناه و دوری محسوب می‌شود و لذا معصومین علیهم‌السلام فقط و فقط نداری و فقر خود را می‌بینند و برای فقیر راهی جز گدایی نمی‌ماند.

مقام اهل حضور، بی‌ مقامی است. آن‌ها می‌بینند که ما عدم‌ هایی وجود نما هستیم. و وجود حقیقی اوست. “هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن”. آن ‌ها می‌فرمایند ما اصلاً چه کاره ایم که وجود داشته باشیم.

هر آن‌ کو ملت پاک خلیل است
مر او را خلّت ربّ جلیل است

عزیزان! برای شما سوال پیش می‌آید و حق هم دارید؛ به تعبیر شریف حضرت آقا در درس و بحث‌ها، تا آدم چند تا شکار نکند آرام نمی‌شود. شکار کرده آرمیده است، چون حرف‌ها برای او پیاده شده است.

اگر انسان شکارچی شود، دیگر سوالاتش قطع خواهد شد و زبانش بسته می‌گردد. مثل انسان تشنه‌ای که هر چه قدر چشمه و آب را برایش توصیف کنند بازهم سوال می‌کند و می‌خواهد بداند آبش، مزه‌اش و رنگش چگونه است تا بیابد که آن واقع چگونه است. و تا به چشمه نرسد و جرعه‌ای ننوشد و خنک نشود، همچنان سوال می‌کند و می‌پرسد آن چشمه چگونه خنک می‌کند و چگونه سیراب می‌نماید؟

این سوال‌ها تقصیر من و شما نیست، چرا که عقل داریم و تا شکار نکنیم نمی‌آرمیم.

حضرت آقا می‌فرمودند، اول که در محضر آقای محمد حسن آقای الهی طباطبائی بودم، سوال می‌کردم و ایشان ورد زبانشان بود که ان‌شاءالله چند تا شکار که کردید سوالتان رفع می شود. بعد فرمودند، ما دیدیم که حق با ایشان بود.

ادامه دارد…

کتاب حضور و مراقبت استاد صمدی آملی مجموعه سخنرانی های ایشان در مشهد مقدس و در محضر امام رضا علیه السلام در سال ۱۳۷۸ است.

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی؛ مجلس پانزدهم (قسمت اول)

سوخته

حضور و مراقبت استاد صمدی آملی ؛ مجلس دوم (ادب دعا در پیشگاه امام علیه السلام)/۱

سوخته

شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی؛ مجلس چهاردهم (قسمت سوم)

سوخته

دیدگاه خود را ثبت کنید