ادبیات ادبیات و هنر شعر پارسی

در محضر منزوی؛ مرا به گردش صد قصّه می­برد چشمت

منزوی

تلاقی بشکوه مه و معمایی

تراکم همه­ ی رازهای دنیایی

به هیچ سلسله­ ی خاکیان نمی­ مانی

تو از کدامین دنیای تازه می ­آیی؟

عصیر دفتر «حافظ»؟ شراب شیرازی؟

چه هستی آخر؟ کاین گونه گرم و گیرایی؟

تو از قبیله­ ی سوزان آتشی شاید

چنین که سرکش و پاک و بلندبالایی

مرا به گردش صد قصّه می­برد چشمت

تو کیستی؟ ز پری­ های داستان­ هایی؟

شعاع نوری بر تپه­ های روشنِ موج

تو دختر فلقیّ و عروس دریایی

نسیم سبزی از جلگه­ های تخدیری

گل سپیدی برآب­ های رویایی

فروغ­باری خون نظیف خورشیدی

شکوهمندی روح بزرگ صحرایی

تو مثل خنده ­ی گل، مثل خواب پروانه

تو مثل آنچه که ناگفتنی است، زیبایی

چگونه سیر شود چشمم از تماشایت؟

که جاودانه ­ترین لحظه ­ی تماشایی

 *حسین منزوی

مجله اینترنتی تحلیلک

بخوانید!  زندگینامه پروین اعتصامی بانوی شاعر ایرانی

نوشته های مرتبط

مجموعه داستان های شیوانا؛ پل زندگی ات را خودت بساز

زهرا فخرایی

صفیری از سیمرغ فرهنگ ما؛ به بهانه‌ی زادروز محمدعلی اسلامی ندوشن

نوید شاه‌علی

پریچهر ( قسمت اول )

ارغوان فاطمی

دیدگاه خود را ثبت کنید