عارفانه

شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی؛ مجلس پانزدهم (قسمت سوم)

شرح مراتب طهارت - علامه حسن زاده آملی

در ادامه سلسله مباحث شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی از رساله «وحدت از دیدگاه عارف و حکیم» علامه حسن زاده آملی به طرح قسمت دیگری از مجلس نهم در خصوص تطهیر قوه خیال یکی از اولیاء الهی می پردازیم.

 

استاد صمدی آملی (مجلس پانزدهم شرح مراتب طهارت)

ایشان می فرمایند در شبی از شهریور ماه سال ۱۳۴۷ از منزل بیرون آمدم. به چهره دل آرای آسمان نگاه می کردم و لذت می بردم. و این احساس لذت و شادمانی چنان تقویت شد که خاطره ای خوش از آن شب را برایم به یادگار گذاشت.

آری برادر! مهم آن حال خوشی است که در مناسباتی به انسان روی می آورد. روزی از تهران به قم می رفتم. در جاده با راننده ای مواجه شدم. در میانه راه سر صحبت باز شد و کم کم وارد وادی خوشی شدیم. ایشان به من فرمود:

«حاج آقا! ظاهر من همان طور که می بینید چندان مقبول نیست. در نماز کاهلی می کنم. چه کنم که دیگر این گونه نباشم؟»

من هم برای او صحبت هایی کردم. به من گفت:

«روزی مسافری را به کرمانشاه برده بودم. نصف شب در حال برگشت بودم که در میان بیابان حالی به من دست داد. همان جا پیاده شدم و وضویی گرفتم. شروع به نماز خواندن کردم. اشک همانند سیل از چشمانم جاری بود. رکوع می کردم، گریه می کردم. سجده می کردم، گریه می کردم. وقتی «سبحان ربی الاعلی و بحمده» می گفتم تمام کشور وجودم به لرزه در می آمد و از جا کنده می شد. در حال حاضر هم آن قدر خدا خدا می کنم تا باز چنان حالی به من دست دهد و دوباره چنین نمازی را به جا آورم.»

من هم گفتم: «حاضرم تمام نمازهای خود را به شما بدهم و شما آن یک نماز را به من بدهید.»

بعد از آن گفت: «آقا! من تمام ائمه را دوست دارم اما نمی دانم چرا هرگاه به یاد مظلومیت علی «عَلَیهِ السَلام» می افتم، نمی توانم طاقت بیاورم و خود را کنترل کنم.»

بیشتر بخوانید: شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی / مجلس پانزدهم (قسمت دوم)

خلاصه آن که دیدم این بنده خدا با همین دو چیز در حال عروج است. چنین کسی اهل نجات است و با همان یک نماز کارش سر و سامان پیدا می کند. البته مقصود من این نیست که می توان نماز را رها کرد و نخواند. نه خیر! بلکه نماز خواندن باید به عنوان یکی از برنامه های اصلی سالک، در شبانه روز قرار گرفته باشد. همانند این که جناب عالی یک سال کشاورزی می کنی و خوب نفع می بری و سپس در سال های بعد آرزو می کنی که ای کاش مثل آن سال در کشاورزی ات سود ببری. اما این به این معنی نیست که اگر نفع نبردی کشاورزی ات را رها کنی. نه خیر! بلکه باید سعی کنید تا هم چنان کشاورزی پر نفع و سودی داشته باشید. خلاصه این که باید «حال» پیش بیاید. گاهی می بینید یک آیه چند روز انسان را زیر و رو کرده و شخص هر چه سعی می کند نمی تواند خود را کنترل نماید.

لشکــر بی شمــار استــاره

مــاه می کــردشـان علمــداری

دیدم ستارگان همانند لشکری در آسمان صف بسته اند و ماه آنان را علمداری می کند. شبیه این که ابوالفضل عباس «عَلَیهِ السَلام» را از فرط زیبایی قمر بنی هاشم خوانده اند و علمدار لشکرش کرده اند.

همـه با نظم خاص و ترتیبی
همه در حد خاص و معیاری

همه صف بسته و کمر بستـه
همـه در حــالت خبــرداری

متّحـد رو به جــانب واحـــــد
متّفـق هــر یــکی پی کـاری

دیدم همه ستارگان خبردار و مشغول انجام فرامین الهی اند.

من درویـش ره نشیـن گدا

به نظـاره ستـاده بسیــاری

من چون به پشت دراز کشیده بودم، صورتم رو به بالا بود. این را در عرب تعبیر به «ستاده» می کنند. هم من رو به ستاره ها نگاهشان می کردم و هم آن ها به من رو کرده بودند و نگاه می کردند. هر دو ستاده بودیم.

تا که شد دیده گانم از دیدن
دیـــده نــا امیــد بیمــاری

گفتـم ای پــاک آفریننــــده
هسـت شـاهی ترا سزاواری

دل نـدارد هر آنکه این درگاه
شب ندارد حضور و بیداری

آری هر که شب ندارد مرده است. به تعبیر حضرت آقا در الهی نامه: «الهی! آن که سحر ندارد، از خود خبر ندارد».

دست ما گیر و وا رهان ما را

از گران جانی و سبک ساری

گران جانی حالت انسان های سست و بیهوده است که از شب تا به صبح در جایی می افتند و هیچ حرکتی ندارند تا ببینند چه کاره هستند.

ادامه دارد…

کتاب شرح مراتب طهارت از رساله “وحدت از دیدگاه عارف و حکیم” علامه حسن زاده آملی می باشد که توسط استاد صمدی آملی شرح داده شده است.

مجله اینترنتی تحلیلک

                    

نوشته های مرتبط

حضور و مراقبت استاد صمدی آملی / مجلس هشتم (علم انسان کامل)/۲

سوخته

حضور و مراقبت استاد صمدی آملی / مجلس هفتم (کمال سادگی و بی نقشی)/۲

سوخته

بهترین شغل و رشته برای رسیدن به کمال و رشد انسانی چیست؟!

Khalili21

دیدگاه خود را ثبت کنید