حکمت و فلسفه عارفانه

شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی؛ مجلس دهم (قسمت چهارم)

شرح مراتب طهارت - علامه حسن زاده آملی

در ادامه سلسله مباحث شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی از رساله “وحدت از دیدگاه عارف و حکیم” علامه حسن زاده آملی به طرح قسمت دیگری از مجلس نهم در خصوص تطهیر قوه خیال یکی از اولیاء الهی می پردازیم.

 

استاد صمدی آملی (مجلس دهم شرح مراتب طهارت)

                                 

در اين کوی و در اين برزن چه پيش آمد ترا رهزن

به يـک دو دانـه ارزن فـرو مـاندی ز خـرمنها

«خرمن ها» همان حقائق ملکوتيه هستند که آنها را نيمه شبها به انسان می دهند. در ابتدای راه انسان فقط نصف شب حقايق را می گيرد اما وقتي مقداری زحمت کشيد و در مسير انسانی به حرکت درآمد، روز و شب و ديگر ابعاد نظام عالم شکارگاه او می شود، بدين ترتيب انسان شکارچی عالم می گردد و قوه عاقله او دامِ شکارش می شود نه اينکه خود، شکارِ عالم شود.

در ايـن لای و لـجنها و در ايـن ويرانه گلخنها

شـد از يـاد تو آن ريحـان و روح و بـاغ و گلشنها

«گلخن» همان آتشکده است و به تعبير ما مازندرانی ها «تينَک حمام». «شد» در اينجا به معنی رفت است. مبادا آتشکده ای داشته باشی که با آتش آن جان خود را بسوزانی و خود را نابود کنی. خوب حال چه کنيم تا از اين گرفتاريها به در آييم؟

سـحر گـاهی که می آيـد نسيـم کـوی دلـدارت

تـرا بايـد که بر کـويش بـود هـر دم نشيمنـها

بايد اهل سحر باشيم. به قول حضرت استاد: «الهی آنکه سحر ندارد از خود خبر ندارد» آری بی سحران بی خبرانند، هم از خود، هم از نظام هستی و هم از خدای عالم.

بخوانید!  حضور و مراقبت استاد صمدی آملی / مجلس چهارم (حضور در توجّه عرفانی)

عزيز من! امشب را سعی کن تا صبح بيدار باشی. تنهايی بسيار لذت دارد، به خصوص تنهايی در تاريکی را لذتی ديگر است. تاريکی و تنهايی و سکوت، قيامت انسان را بر می انگيزانند و انسان به دردش می رسد. سحرگاهان در کوی حقيقت دلدارت بنشين و آنجا را محراب عبادت و نشيمن گاه خود قرار بده. تمام اجتماع را بايد فدای لذت سحر کنی. سحرگاه بايد از «غير» دست کشی و به حقيقت نفس خويش بپردازی.

حـجاب ديـده دل گـرددت آمـال دنيـاوی

کجـا ديـدن توانـی تا بـود اينگونـه دَيـدَنها

منظور از «ديدنها» در اينجا خوی و روش است. تا موقعی که اين خوی و روش توست نمی توانی زمزمه شبانگاهی و سوز سحری داشته باشی. اينگونه نمی توانی حجاب ديده دل را کنار بگذاری و دل را بينا سازی که:

بـه هـوس راسـت نيايـد به تمنـی نشـود
کـاندرين راه بسـی خون جـگر بايد خورد

هـمه خوهـای ناپاکـت تـرا گـردند اژدرها
تـرا گـردند نشتـرها تـرا گـردنـد سـوزنـها

بیشتر بخوانید: شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی / مجلس نهم، قسمت ششم

تمام صفات رذيله وملکات نفسانی ات اژدر می شوند و چون سوزن در جان تو فرود می آيند. بايد راه عاشقی در پيش گيری که عاشق قرار ندارد.

عـاشقی و قـرار يعـنی چه
عـشقبازی و عار يعنـی چـه

عـاشق صـادق و نباشد در
دل شـب راهـواريعنـی چـــه

ادامه دارد…

کتاب شرح مراتب طهارت از رساله “وحدت از دیدگاه عارف و حکیم” علامه حسن زاده آملی می باشد که توسط استاد صمدی آملی شرح داده شده است.

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

حضور و مراقبت استاد صمدی آملی ؛ مجلس دوم (ادب دعا در پیشگاه امام علیه السلام)/۱

سوخته

شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی ؛ مجلس پنجم (قسمت سوم)

سوخته

شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی ؛ مجلس هشتم (قسمت چهارم)

سوخته

دیدگاه خود را ثبت کنید