حکمت و فلسفه عارفانه

شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی؛ مجلس یازدهم (قسمت چهارم)

شرح مراتب طهارت - علامه حسن زاده آملی

در ادامه سلسله مباحث شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی از رساله “وحدت از دیدگاه عارف و حکیم” علامه حسن زاده آملی به طرح قسمت دیگری از مجلس نهم در خصوص تطهیر قوه خیال یکی از اولیاء الهی می پردازیم.

 

استاد صمدی آملی (مجلس یازدهم شرح مراتب طهارت)

به طور کلی بايد يک خصلت پسنديده را در خود تقويت کنيم و آن اينکه مطلقاً از غير خدا انتظاري نداشته باشيم. از دوستان مان، از همسايگان مان، از هم محلي هايمان، از برادران و پدران مان، حتی از فرزندان خود نيز انتظاری نداشته باشيم.

به خود القاء نکنيم که فرزندان مان را بزرگ مي کنيم تا در هنگام پيری دستمان را بگيرند. اين خصلت انساني و مردانگي نيست. مردانگي آن است که سر سوزني از ديگران انتظاري نداشته باشيم. اين امر باعث مي شود انسان هميشه راحت و آرام باشد و توقعي از ديگران نداشته باشد و اگر احياناً در ازاي خدمتِ او، خدمتي شد باز سعي کند در ازاي آن به ديگران خدمت کند واگر خدمتي نديد در دلش کينه اي نکند و ناراحت نشود. رسيدن به اين مقام کار يک سال و دو سال نيست. انسان بايد خيلي اهل همت باشد تا به اين مقام راه يابد.

بيائيد همه ما از امروز تصميم بگيريم اين گونه باشيم. اگر در ازاي خدمتي از ما تشکر کردند ممنون شان باشيم و اگر تشکر نکردند ممنون تر باشيم.

بلکه بايد بالاتر رويم که نه تنها توقع خدمت نداشته باشيم بلکه خلاف آن را و نقطه مقابل آن را در انتظار بنشينيم. اين باعث مي گردد که بر رزق معنوي انسان افزوده گردد و آنگاه است که مي بينيد چه وقايعي براي شما رخ مي دهد.

بخوانید!  شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی؛ مجلس دوازدهم (قسمت اول)

شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی

بیشتر بخوانید: شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی / مجلس یازدهم، قسمت اول

حضرت آقا در جلد دوم هزار و يک کلمه، کلمه اي دارند که آن چه تا حال درباره بيوگرافي اينجانب گفته شد هر کدام بر حسب ظن و گمان کسی است که آنها را بيان داشته است. يکي مي گويد ايشان عالم ذوالفنون است. ديگري مي‌گويد او عارف آن چنانی است. هر کدام از اين ها بر اساس ظن و گمان افرادي است که نسبت به من داشته اند اما هيچ کس نمي تواند حقيقتاً آنچه را که دارم بيان کند که به قول مولوي:

هر کسي از ظن خود شد يار من
از درون من نجست اسرار من

بعد مي فرمايند: حال گوشه اي از آن چه دارم را بيان مي کنم که:

بدان را هست بر ما حق بسيــار
چـو حق مردم پـاکيزه کردار

افراد بد اجتماع بر گردن ما همان اندازه حق دارند که افراد خوب حق دارند. اين بسيار حرف بلندي است. مثلاً اگر کسي بگويد فردی هم چون يزيد به عنوان بدترين فرد، و فرد ديگري همچون حسين بن علي «عَلَيهِ السَلام» به عنوان بهترين انسان، به يک اندازه بر گردن ما حق دارند شما چطور اين مسئله را حل مي کنيد؟

تا انسان بخواهد به سِرّ و حقيقت اين کلام برسد چقدر طول مي کشد؟! حال براي اينکه ظاهر اين کلام را تا حدودی بفهميم جمله ای را به عرضتان مي رسانيم.

حضرتشان فرموده اند: بافت و مزاج ما به گونه اي است که اگر کسي فحش و ناسزايي به ما بگويد و يا يک بي احترامي به ما بکند، سريعاً از آن طرف درِ رحمت را به رويمان مي گشايند. خوب اين کم خدمتي است؟!

بخوانید!  شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی؛ مجلس یازدهم (قسمت سوم)

برادرِ من! آدم بايد آن قدر نماز بخواند و جان به لب بياورد تا بتواند آن در را به روي خود باز کند. مگر اين گونه نيست؟ اگر کسي بخواهد درِ آن سوي عالم به روي او گشوده شود و چشمِ دلش باز شود تا حقائق را ببيند، چقدر بايد زحمت بکشد؟

اما مي بينيد ناگهان کسي به انسان جسارتي مي کند و دلِ او را مي شکند بعد خداوند به حرف در مي آيد و مي فرمايد: «اَنَا عِنْدَ الْمُنْکَسِرة قُلُوبُهم» من در نزد دل های شکسته جاي دارم.

حال مي بينيد که در يک انتخابات، اگر يکي از کانديداها به ظاهر شکست بخورد و منزوي شود چقدر مردم به او خدمت کرده اند و او اگر اهل کار باشد چه قدر مي تواند از اين فرصت استفاده کند. عموماً ما اين گونه نيستيم.

مثلاً‌در انتخابات مي بينيم آن کسي هم که در انتخاب پيروز شده آن قدر در جشن پيروزي خود سرگرم مي شود تا اينکه دل مرده مي گردد. در حالي که وقتي مردم به درِ خانه حضرت امير المؤمنين آمدند و اظهار ارادت کردند و عرضه داشتند شما را به خلافت برگزيده ايم، آنجا حضرت فرمود:

اگر شما امروز حاضر نمي شديد و خداوند وظيفه و تکليف و حجت را بر من تمام نمي کرد که اگر مردم به تو روي آوردند، امورشان را در دست گير، من افسار شتر حکومت را بر پشتش مي انداختم و رهايش مي کردم.

آري برادر! جشن بر پا کردن بعد از پيروزي انتخاباتي دل را تيره مي کند. بايد از تمام فرصت ها استفاده کرد. آن کس هم که در انتخابات شکست خورده بايد از شکسته شدن دلش استفاده کند و راه بيفتد.

بخوانید!  حضور و مراقبت استاد صمدی آملی / مجلس سوم (لطیفه ای در باب احضار)/2

درست است که حضرت علي «عَلَيهِ السَلام» مي‌فرمود: من بيست و چهار سال استخوان در گلو داشتم، اما همان استخوان باعث شد که ملک و ملکوت به خدمت حضرت درآيد. چنان‌که در روز عاشورا همين دشمن بود که سيد الشهدا و اصحابش را به مقامات بلند رسانيد.

بدانيد هر وقت مردم به شما پشت کردند و روي گردانيدند، آن وقت است که برکتی به شما روي مي آورد و درهاي رحمت بر شما باز می شود که:

بدان را هست بر ما حق بسيار
چو حـق مردم پـاکيزه کردار

بر آن زخمي که ديدم از زمانه
براي فيض حق بـودي بهـانه

و الحمدلله ربّ العالمين

کتاب شرح مراتب طهارت از رساله “وحدت از دیدگاه عارف و حکیم” علامه حسن زاده آملی می باشد که توسط استاد صمدی آملی شرح داده شده است.

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی ؛ مجلس ششم (قسمت پنجم)

سوخته

شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی ؛ مجلس پنجم (قسمت دوم)

سوخته

حضور و مراقبت استاد صمدی آملی ؛ مجلس اول (ظهور دولت اسماء در ائمّه علیهم‌السلام) -۱

سوخته

دیدگاه خود را ثبت کنید