حکمت و فلسفه عارفانه

شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی ؛ مجلس دوم (قسمت دوم)

شرح مراتب طهارت - علامه حسن زاده آملی

شرح مراتب طهارت

استاد صمدی آملی

مجلس دوم – قسمت دوم

وضو دل را حرم خدا می‌دارد:

«دل» بر خلاف «فکر» بسیار رقیق است. به عنوان مثال اگر دوستی دهها بار به انسان بد کند باز انسان در مقام تفکر با خود می‌گوید: «چون او دوستم بود و من هم رفیق اویم، این بار هم عیبی ندارد… من که نمی‌توانم با او قهر کنم» و بدین ترتیب خود را قانع می‌کند تا اینکه مبادا به خاطر حرکت او کینه ای در دلش پدید آید. ولی دل را نمی‌توان قانع کرد. زیرا آنچنان رقیق است که روی آوردن دوباره اش بعد از برگشتنش از کسی، کار مشکلی است لذا راه دل گر چه نزدیکترین راه است اما بسیار باریک و تاریک و پر زحمت است. راه فکر مسیرش طولانی و پر پیچ و خم است اما در عین حال طریقش بسیار آسان تر است. در مقابل، راه دل نزدیک است چون به محض اینکه «دل» به حق توجه کند او نیز می‌آید و جای می‌گیرد،  اما آن قدر رقیق و باریک است که به کوچکترین آلودگی، «حق» می‌رود. زیرا حق می‌خواهد در دل آشیانه کند و از آنجا که او «واحد» است لذا برای خود در دل شریک نمی‌پذیرد. چنان که امام صادق«عَلَیهِ السَلام» فرموده است: «القلب حرم الله فلا تسکن فی حرم الله غیر الله» و نفرمود: «العقل حرم الله» فکر حرم خدا نیست زیرا چه بسا انسان در مرحله فکر هم با خدا باشد و هم با غیر خدا. بر خلاف دل که یا باید با خدا باشد و یا با غیر خدا.

بخوانید!  شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی؛ مجلس نهم (قسمت هشتم)

م2 ق 2 300x294 - شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی ؛ مجلس دوم (قسمت دوم)

حضرت استاد علامه (روحی فداه) در باب هفتم دفتر دل حدیث مذکور را چنین به نظم در آورده اند:

                 بیــا بشنــو حـدیــث عـــــالم دل        ز صاحبدل که دل حق راست منـزل

                 امـام صـــادق آن بحــــر حقـــایق       چنین در وصف دل بوده است ناطق

                 که دل یکتــا حــرم بــاشد خدا را         پس انـدر وی مده جــا ماســـوا را

در شرح ابیات فوق چنین گفته ایم: در دل مؤمن جا برای غیر نیست زیرا دلدارِ مؤمن غیور است که با تجلی غیرتش غیری را در جهان دل مؤمن نگذارد.

سرّ اینکه در دل مؤمن غیر حق را جایی نیست آن است که او با غیرت الهی و ظهور عزت و سطوت و عظموت حق در همه کلمات وجودی که محل تجلی انوار حقه اند، به یک وجود لایتناهی وصول یافته است که سلطان وحدت شخصی سعی و صمدی وجود واجب را نظاره‌گر است که «هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن» این دولت را قاهر و خلق را که سراب اند مقهور می‌بیند که «یحسبه الظمأن ماءً».

در الهی نامه مولایم آمده: الهی از پای تا فرقم، در نور تو غرقم. «یا نور السموات و الارض انعمت فزد!» و این نور همان نور وجود است که یک فروغ رخ ساقی است که بر جام افتاده است.

صاحبان دل از ضلالت کوکو به حیرت هو هو دست یازیده اند که در دارالتوحید محضر عالم، سخن افسانه از تکثیر و ممکن ندارند. لذا این کمترین در روز هشتم شهر رجب الاصب سنه هزار و چهارصد و هفده با کسب اجازه از محضر حضرت حق می‌خواهد اسم این نظام هستی را «دارالتوحید» نام نهد. و این مقتبس از کلام مولایم در الهی نامه تحفه الهی اش است که فرمود: «الهی از من برهان توحید خواهند و من دلیل تکثیر»، «الهی از من پرسند توحید یعنی چه، حسن گوید تکثیر یعنی چه؟!»

بخوانید!  حضور و مراقبت استاد صمدی آملی؛ مجلس دوم (ادب دعا در پیشگاه امام علیه السلام)/4

م2 ق2 2 300x200 - شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی ؛ مجلس دوم (قسمت دوم)

ادامه دارد…

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

امام حسین علیه السلام هم اسیر شد: اسیر جهل و بیچارگیِ مردم!

سوخته

تجلی امام حسین علیه السلام برای بهشتیان

سوخته

شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی ؛ مجلس اول (قسمت سوم)

سوخته

دیدگاه خود را ثبت کنید