شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی ؛ مجلس چهارم (قسمت سوم)

0
علامه حسن زاده آملی

شرح مراتب طهارت

استاد صمدی آملی

مجلس چهارم – قسمت سوم

طهارت حواس – چشم:

در مورد طهارت چشم فرموده اند: هنگامیکه که به منزل یکدیگر می‌روید، توجهی به اشیاء و لوازم آن خانه نداشته باشید شما چه کار دارید که در طاقچه اتاقشان چه نهاده اند و در اتاقشان چه گذاشته اند؟!

یکی از اساتید بزرگوار حوزه علمیه، آقای انصاری شیرازی هستند که از شاگردان مرحوم علامه طباطبائی می‌باشند، ایشان بسیار مرد متواضع و افتاده ای هستند. یکی از حالات بسیار خوش ایشان این است که از ابتدا تا انتهای کلاس تدریسشان اصلاً سر را بلند نمی‌کنند تا ببینند چه کسی در کلاس حضور دارد و چه کسی حضور ندارد. خودم چند بار در مجلس درس ایشان شرکت کردم. همیشه برایم سؤال بود که چرا ایشان فقط کتاب خود را نگاه می‌کنند و اصلاً نگاهی به شاگردانشان نمی‌کنند تا ببینند در پای درسشان یک نفر نشسته، یا ده نفر نشسته و یا پانصد نفر نشسته است؟! روزی خودشان می‌فرمودند که: «سرم را پائین می‌اندازم تا اگر روزی شخصی به کلاسم آمد و آنرا نپسندید، روز بعد به راحتی بتواند در کلاسم شرکت نکند و خجالت هم نکشد. زیرا اگر من صورت او را دیده و بدین ترتیب او را شناخته باشم، ممکن است از من خجالت بکشد.» بزرگانی چون جناب آقای انصاری شیرازی در ساختن خود زحمت کشیده اند، آن وقت آقایی دیگر به خانه مردم می‌رود و می‌خواهد همه چیز را شناسائی کند تا ببیند چه خبر است. این بسیار کار زشت و ناپسندیده ای است. ما چه حق داریم که وقتی به خانه دوستمان می‌رویم تحقیق کنیم تا ببینیم مثلاً در کتابخانه اش چند تا کتاب وجود دارد؟! یا لابلای دفترش چه نوشته شده است؟! به خصوص کسی که مشغول نوشتن چیزی است و داعی بر این دارد که هنگام نوشتن کسی به دست او نگاه نکند. هرگز کسی که کنار او نشسته، حق نگاه کردن به دست و نوشته او را ندارد که اگر نگاه کند طهارت چشمش را از بین برده است و این چشم و صاحب چشم هرگز مؤدب نخواهد بود.

بخوانید!  حضور و مراقبت استاد صمدی آملی ؛ مجلس اول (سفر به کوی یار)

بنده خدایی می‌فرمود: روزی برای دوستی نامه می‌نوشتم. آقایی کنار من نشسته بود و خیلی سعی می‌کرد تا نوشته ام را ببیند. من نیز برگه را طوری نگه داشته بودم که ایشان نبیند اما با این حال او دست بردار نبود. من هم نامه را رها کردم و در ادامه آن نوشتم: دوست عزیزم! الآن که در حال نوشتن هستم یک بی‌ادبی به دست من می‌نگرد که از نوشتن باز ایستادم. در همین لحظه آن شخص ناراحت شد و با عصبانیت به من گفت: «من بی ادب هستم؟!» گفتم: همین که دیدی یعنی بی ادبی. تو چه حق داری نوشته مردم را نگاه کنی. جناب ملا احمد نراقی قضیه مذکور را در خزائن چنین حکایت نموده است:

«فاضلی به یکی از دوستان صاحب راز خود نامه می‌نوشت شخصی در پهلوی او  نشسته بود به گوشه چشم نامه او را می‌دید، بر وی دشوار آمد بنوشت اگر نه در پهلوی من دزدی زن نمردی نشسته بود و نوشته مرا می‌خواند همه اسرار خود را بنوشتم، آن شخص گفت: والله نامه تو را مطالعه نکردم و نخواندم. گفت: ای نادان پس این را که می‌گویی از کجا می‌گویی».

همینطور استماع تلفن دیگران نیز خلاف ادب است. پشت در مردم نشستن و آهسته به حرفشان گوش دادن خلاف طهارت است. طوری باشیم که هر که خواهد گو بیا و هر که خواهد گو برو! این وقت است که حواس از هر چه که زائد بر فهم و ادراک است پاک می‌شود.

4 ق3 300x300 - شرح مراتب طهارت استاد صمدی آملی ؛ مجلس چهارم (قسمت سوم)

اگر کسی می‌خواهد در سیر علمی و عملی وارد شود باید به دو مطلب دقت کافی داشته باشد ۱-طهارت ۲-ادب. انسان باید بدین دو امر توجه کامل داشته باشد تا چشم و گوش و همگی اعضاء و جوارح او مودب شده و در مسیر تکامل قرار گیرند.

بخوانید!  نامه ها برنامه ها علامه حسن زاده آملی : سخنی چند در آداب سائِر إلی الله

ادامه دارد…

مجله اینترنتی تحلیلک

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید