طمع

  • توسط مهسا زکی زاده
  • ۸ ماه قبل
  • ۱
طمع لذت دنیا

طمع

قطره عسلی بر زمین افتاد، مورچه کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود اما مزه ی عسل برایش اعجاب انگیز بود، پس برگشت و جرعه دیگری نوشید …

باز عزم رفتن کرد، اما احساس کرد که خوردن از لبه عسل کفایت نمی کند و مزه واقعی را نمی دهد، پس بر آن شد تا خود را در عسل بیندازد تا هر جه بیشتر و بیشتر لذت ببرد …

مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد …

اما افسوس که نتوانست از آن خارج شود، پاهایش خشک و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت …

در این حال ماند تا آنکه نهایتا مرد …

دنیا چیزی نیست جز قطره عسلی بزرگ!
هرکس به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد نجات می یابد، و آنکه در شیرینی آن غرق شد هلاک می شود …

تحلیلک

قبلی «
بعدی »

۱ دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

مطالب بیشتر