غزلسرایی با روح نیمایی؛ به بهانه زادروز “محمد علی بهمنی”

0
محمدعلی بهمنی

دل خوشم با غزلی تازه، همینم کافی است

تو مرا باز رساندی به یقینم، کافیست

 

قانعم، بیشتر از این چه بخواهم از تو

گاه گاهی که کنارت بنشینم، کافیست

 

گله ای نیست، من و فاصله ها همزادیم

گاهی از دور تو را خوب ببینم، کافیست

 

من همین قدر که با حال و هوایت-گهگاه-

برگی از باغچه ی شعر بچینم، کافیست

 

فکر کردن به تو یعنی غزلی شورانگیز

که همین شوق مرا، خوبترینم! کافیست

**********************

محمدعلی بهمنی

گفتم:” بدوم تا تو همه فاصله ها را ”
تا زودتر از واقعه گویم گله ها را

 

چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثر سخت ترین زلزله ها را

 

پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست
از بس که گره زد به گره حوصله ها را

 

ما تلخی”نه” گفتنمان را که چشیدیم
وقت است بنوشیم از این پس”بله” ها را

 

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته
یک بار دگر پر زدن چلچله ها را

 

یک بار هم ای عشق من از عقل میندیش
بگذار که دل حل بکند مسئله ها را ….

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

 

 

بخوانید!   پرسه در کوچه باغ شعر معاصر همراه با زنده یاد افشین یداللهی

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید