سه‌شنبه/ 5 بهمن / 1400

معرفی جعلیاتی منتسب به محمدرضا شفیعی کدکنی

معرفی جعلیاتی منتسب به محمدرضا شفیعی کدکنی

مدتی‌ست که صفحه مجازی منتسب به محمدرضا شفیعی کدکنی شاعر، نویسنده و پژوهشگر معاصر با وسواس روی موضوع جعلیات در ادبیات فارسی کار می‌کند.
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

معرفی جعلیاتی منتسب به محمدرضا شفیعی کدکنی

مدتی‌ست که صفحه مجازی منتسب به محمدرضا شفیعی کدکنی شاعر، نویسنده و پژوهشگر معاصر با وسواس روی موضوع جعلیات در ادبیات فارسی کار می‌کند. این صفحه با معرفی ابیات جعلی شاعرانی مانند فردوسی، سعدی و… در حال مبارزه با انتشار و فراگیری این ابیات در فضای مجازی، میان عموم مردم و پژوهشگران است.

اکنون ادمین این صفحه در جدیدترین واکنش خود با انتقاد از صفحه‌های مجازی پر بازدید و رسانه‌ها و خبرگزاری‌های رسمی و کتاب‌های درسی به معرفی جعلیاتی که به نام استاد شفیعی کدکنی منتشر شده، پرداخته است.

این صفحه چندی پیش درباره اشعار و خاطرات جعلی منسوب به استاد شفیعی کدکدنی نوشته بود:

«جعلیات؛

این مطالب از محمدرضا شفیعی کدکنی نیست.

یک: هفتهٔ گذشته خاطره‌ای را که این روزها دست به دست می‌شود، از استاد پرسیدیم:

[دانشکدهٔ ادبیات دانشگاه تهران بود و بهار بود و پنجره باز …استاد شفیعی رو به ما دانشجوها گفتند: خاک بر سر دانشجویی که عاشق نشود…همین!]

ایشان فرمودند: بنده همچه چیزی نگفتم.‌ بنابراین این نقل‌قول جعلی‌ست.

دو: قطعهٔ سستِ ناتندرستِ

[گیریم خنجر حرف تو بر پهلوی باورها نشست،

نوشدارویی، شرابی، شیونی، شعری به کارش می‌کنیم، دل که چرکین شد، چکارش می‌کنیم] از محمدرضا شفیعی کدکنی نیست و جعلی‌ست.

سه: نفسم گرفت ازین شب درست است. نفسم گرفت ازین شهر غلط است. [آدرس: دفترِ شعری «از بودن و سرودن» غزلی در مایهٔ شور و شکستن]

نفسم گرفت ازین شب، درِ این حصار بشکن

درِ این حصار جادویی روزگار بشکن

چهار: خاطره مسخره

[من بیست‌ویک ساله معلم بودم در مشهد. پدرم گریه می‌کرد که ما پول عیدی نداریم به بچه‌ها بدهیم. مادرم او را آرام می‌کرد. من فهمیدم. دست کردم در جیبم کل پول معلمی‌ام را گذاشتم روی گیوه‌های پدرم. آن سال نوروز، خواهرها و برادرهایم آمدند مشهد و پدر به همهٔ آنها عیدی داد!] به محمدرضا شفیعی کدکنی ارتباطی ندارد.

این خاطره تا چند سال گذشته به کتاب‌ درسی آموزش و پرورش هم راه یافته بود. [ریاضی دوم دبستان، چاپ ۹۱، صفحهٔ ۷۲]

محمدرضا شفیعی کدکنی اصلا خواهر و برادری ندارد. ایشان تک‌فرزند است. مادر گرامی استاد وقتی محمدرضا سیزده‌ساله بوده‌ فوت می‌کنند.

محمدرضا شفیعی کدکنی در مدرسه معلمی نکرده‌اند. اولین سابقهٔ معلمی ایشان در دانشگاه تهران بوده است.

این‌ها مواردی بود که در فضای مجازی، خبرگزاری‌های رسمی، صفحات پرمخاطب و حتی تا سال‌های گذشته در کتاب درسی [ریاضی دوم دبستان، چاپ ۹۱، صفحهٔ ۷۲] آمده است. وضعیت کتاب ریاضی دوم دبستان امسال را نمی‌دانیم.

امیدواریم هر کسی برای تولید محتوا اعم از خوانندگی و تولید آلبوم، نویسندگی و روزنامه‌نگاری و کارهای رسانه‌ای دیگر به کتاب و کتاب و کتاب مراجعه کند. ما بارها این‌ جعلیات را به مخاطبان و صاحبان خبرگزاری‌ها و صفحات دیگر متذکر شدیم. به هایلایت «جعلیات» مراجعه کنید.

اصالت در هنر، ادبیات و فرهنگ از هر چیزی زیباتر است.

اکنون ادمین این صفحه با یادآوری دوباره این مطالب عنوان کرده است:

«روایت‌سازی‌ها و جعلیاتی را که با محوریت استاد شفیعی کدکنی در رسانه‌های ریز و درشت به چشممان خورده است، به آگاهی رساندیم.

هنوز انسانی در میان ما حضور دارد و اینگونه در محاصره جعلیات ادبی و فرهنگی می‌رود!

هیچوقت از ستیز با جعلیات، ستیز با حماقت و کمک به مفهوم بلند «اصالت» در فرهنگ و هنر خسته نخواهیم شد.»

 

مجله اینترنتی تحلیلک

siha
0 0 رای ها
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x
()
x