شیوه فیلمسازی

 

متد فیلمسازی چارلی چاپلین تا سال‌ها حتی پس از مرگ او بر همگان پوشیده بود.

در سال ۱۹۸۳ گروه مستند‌ساز بریتانیایی صحنه‌های بریده شده فیلم‌ها و خروجی نهایی را بررسی کردند تا به شیوه‌ی فیلم‌سازی او پی‌بردند.

او یک کمال‌گرای واقعی بود. او در سال ۱۹۳۳ نگاتیو اصلی فیلم زنی از دریا را پیش چشم همگان سوزاند و دلیل این کار را بازی نامطلوب بازیگر نقش اول فیلم ادنا پرویانس Edna Purviance بیان کرد.

او در زندگی شخصی خود هم بسیار سخت‌گیر بود. فرزند همنام او چارلز چاپلین که نویسنده کتاب زندگی پدرم چارلی چاپلین است، از جکی کوگان Jackie Coogan بازیگر نقش فیلم The Kid پرسید که کارکردن با پدرش چگونه بود و او در جواب گفته: «من کارگردانی پدرت را درست به یاد نمی‌آورم، فقط می‌دانم که هر وقت او می‌خواست جلو دوربین گریه کنم، اینقدر داستان‌های غم‌انگیز برایم می‌گفت که اشک از چشمم سرازیر می‌شد. آخر من خیلی کوچک بودم. همه‌اش چهار سالم بود»

او هیچ‌گاه فیلمنامه‌ی مدونی برای فیلم‌هایش نداشته، صحنه‌ها را در ذهن خود می‌پرورانده و بر‌همان اساس قراردادها را منعقد می‌کرد و گروه کاری خود را تشکیل می‌داد.

در طول ساخت فیلم اگر نکته‌ای به ذهنش خطور می‌کرد، آن را وارد کار می‌کرد و شاید یک صحنه را بیش از ۱۰۰ بار فیلمبرداری می‌کرد و بیشتر از آنچه در نظر داشته برداشت‌های متفاوت انجام می‌داد و در تدوین قسمت‌های ناخواسته را به ساده‌گی حذف می‌کرد.

گاهی اوقات اگر با قسمت‌هایی از فیلم مخالفت می‌شد و تکه‌ای وجود داشت که با کل کار در تناقض بود، دوباره صحنه‌ها و سکانس‌ها را فیلمبرداری می‌کرد. این مسئله باعث می‌شد که برای ساخت فیلم‌ها بیشتر زمان و هزینه صرف شود و کارکردن با او سخت و طاقت فرسا باشد.

بخوانید!
معرفی و بررسی انیمیشن سفر به دنیای عنکبوتی (Spiderman into the spidervere)

همانطور که پیش‌تر گفته شد، چارلی چاپلین، تهیه کننده، کارگردان، فیلمنامه نویس، بازیگر، تدوینگر و آهنگساز فیلم‌های خود بود و به عنوان یک کارگردان مؤلف به ساده‌گی می‌توانست تمام افکار خود را بر روند تولید و ساخت فیلم دیکته کند و آن چیزی که مخاطب به عنوان فیلم تماشا می‌کند در اصل ذهنیت چارلی چاپلین در قالب صوت و تصویر باشد.

جمله‌ی معروفی منتسب به چارلی چاپلین است: «فیلم‌سازان باید به این بیاندیشند که فیلم‌هایشان در روز رستاخیز با حضور خودشان نمایش داده خواهد شد» این گفته، نشان از وسواس بیش‌ازحد و کمال‌گرایی بیمارگونه چارلی به اثر تولید شده توسط خود اوست.

در آخرین فیلم کارگردانی شده توسط چارلی چاپلین در سال ۱۹۶۷ به نام کنتسی از هنگ کنگ، مارلون براندو و الیزابت تیلور نقش آفرینی کردند. براندو و چاپلین با وجود همکاری، دل خوشی از یکدیگر نداشتند. مارلون براندو در کتاب زندگینامه خود آوازهایی که مادرم به من آموخت اذعان کرده است که چاپلین سادیستیک‌ترین مردی است که تا بحال دیده است.

چارلی چاپلین نت‌های موسیقی را نمی‌شناخته و به صورت آوایی نواختن سازهایی چون پیانو، ویولن و ویولن‌سل را انجام می‌داد. او بیش از ۵۰۰ ملودی ساخته و موسیقی متن فیلم‌های بسیاری را ساخته است. تا جایی که در سال ۱۹۷۲ برای موسیقی متن فیلم Limelight  که ۲۰ سال پیش از آن یعنی در سال ۱۹۵۲ تولید شد، برنده جایزه اسکار شد.

 

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

ارسال یک پاسخ

لطفا دیدگاه خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید