روانشناسی موفقیت معرفی کتاب

معرفی کتاب «تانگ فو روش برخورد با افراد تندخو» نوشته سم هورن

معرفی کتاب «تانگ فو رو برخورد با افراد دشوار» نوشته سم هورن

«تانگ فو روش برخورد با افراد تندخو»

تعداد آدم های بدقلق و ناسازگار در جهان کم نیست. افرادی که ممکن است به هر شکلی با زبان کنایه یا طعنه به ما نیش بزنند یا شروع به فریاد کشیدن کنند و از حمله‌ زبانی لذت ببرند. در مقابل عده‌ای از افراد هستند که نمی‌دانند در این وضعیت چه رفتاری با این افراد درست است و به همین دلیل سکوت می‌کنند و سرافکنده می‌شوند.

سم هورن در کتاب خود با روش‌هایی ساده و اثبات شده به افراد آموزش می‌دهد که چطور و کجا بهترین پاسخ را برای افراد دشوار و تندخو داشته باشند.

درباره کتاب «تانگ فو روش برخورد با افراد تندخو»

سم هورن نویسنده‌ی کتاب در چهار بخش به خوانندگان می‌آموزد که با مهارت کلامی از خود در برابر افراد بدقلق، بد زبان، سخت‌گیر و حتی لجباز حمایت کنند. اعتماد به نفس خود را بالا ببرند و با روش‌های مشابه هنرهای رزمی ابتدا ذهن و بعد زبان خود را برای دفاع و حمایت از خود استفاده کنند.

هر بخش از کتاب علاوه بر نکات کاربردی و عملی دارای مثالی است که به خواننده برای رفع درماندگی در برابر افراد دشوار کمک می‌کند. هر کدام از این مثال‌ها بر اساس تجربیات نویسنده از همایش‌ها و سخنرانی‌های او انتخاب شده است.

سم هورن کتاب«تانگ فو روش برخورد با افراد تندخو» را به زبانی ساده نوشته تا خواندن آن برای خوانندگان راحت و قابل درک باشد.

مروری بر فصل‌های کتاب تانگ‌فو

کتاب تانگ‌فو از چهار بخش اصلی که به طور کل شامل ۳۰ فصل است تشکیل شده است.

عناوین بخش‌ها به ترتیب عبارت‌اند از: «پاسخ به جای واکنش»، «حرف‌های گفتنی، حرف‌های ناگفتنی»، «تبدیل تضاد به تعاون»، «دریافت بیشتر خواسته، نیاز، حق» و «عملی کردن مقصود».

هر بخش از کتاب با استراتژی‌ها و تکنیک‌های به خصوص به افراد کمک می‌کند تا در بحث و جدل‌های کلامی، افراد قلدر را خلع سلاح کنند. در واقع هر کدام از بخش‌های کتاب تانگ‌فو به خواننده این امکان را می‌دهد که از دعوا با همسر تا فرزند ابزاری قوی برای غلبه بر موقعیت‌های تنش‌آمیز داشته باشند.

در فصل اول کتاب نویسنده توضیح می‌دهد که چطور می‌توان خشم و عصبانیت را به همدلی تبدیل کرد و این رهنمودها چه تاثیری دارند.

سم هورن در این بخش رهنمودهایی را برای غلبه بر درماندگی ارایه می‌دهد.

در بخش دوم «حرف‌های گفتنی، حرف‌های ناگفتنی» نویسنده حرف‌های مفید و رهنمودهایی برای تایید به جای مشاجره را بیان می‌کند.

بخش سوم «تبدیل تضاد به تعاون» به خواننده می‌آموزد چطور با گوش سپردن به مخاطب در او علاقه ایجاد کرد یا دست کم یک صلح نسبی برقرار کرد.

سم هورن در بخش چهارم «دریافت بیش‌تر خواسته، نیاز، حق» رهنمودهایی برای انتخاب راه مبارزه یعنی بایدها و نبایدهایی را که در مقابل افراد باید به آن‌ها توجه کنیم را ارایه می‌دهد.

«عملی کردن مقصود» که عنوان بخش آخر است، بر این نکته که شناسایی اولویت‌ها اهمیت دارد تاکید می‌کند و سه مرحله برای مهارت در تانگ‌فو را به عنوان نتیجه ارایه می‌دهد.

در بخشی از کتاب تانگ فو اینگونه می خوانیم

اگر موقع عصبانیت یک لحظه بردباری به خرج دهی، از صد روز پشیمانی و تأسف خلاص می‌شوی.

سؤال‌هایی مانند: چه احساسی دارم؟ یا چرا آنها چنین رفتار می‌کنند؟ جواب تو را به جای طعنه و کنایه با احساس همراه می‌کند.

حتی اگر مطمئن نباشی در پس رفتار پرخاشگرانه‌ کسی چه چیزی نهفته است، کافی است چند ثانیه ای در مورد انگیزه‌ او کنجکاوی کنی و قانع شوی که نباید حرفی بزنی که بعدا موجب پشیمانی شود.

یکی از شرکت کنندگان در همایش با این نظریه مخالف بود و می‌گفت: من به این مسأله اعتقاد ندارم. وقتی کسی لج مرا در می‌آورد، چه دلیلی دارد نقش منادی صلح را بازی کنم و جوابی دندان شکن به او ندهم؟

این شرکت کننده موردی را مطرح کرد که کاریکاتوریستی به نام اشلی بریلیانت در یکی از کاریکاتورهایش به آن اشاره کرده است: وقتی “حق با من است، چرا باید از در صلح و سازش وارد شوم؟

می‌پرسی چرا باید وقت و انرژی خودت را صرف کنی صرفا برای اینکه بفهمی چرا کسی نامهربانی می‌کند؟ چون به نفع خودت است.

همیشه آدم‌های بدقلق در دنیا بوده‌اند و خواهند بود.

ویرجینیا ساتیر پیشنهاد می‌کند: ما نباید اجازه دهیم بینش محدود افراد برای ما حد و حدود تعیین کند. به عبارت دیگر، نباید اجازه دهیم بینش محدود ما، برای دیگران حد و حدود تعیین کند. بی‌صبری معمولا محصول جانبی غفلت و جهالت است.

اگر تو به کسی که می‌خواهد صبر و حوصله‌ات را امتحان کند تشر بزنی، یادت باشد خودت بابت آگاهی محدودی که از وضعیت داری، بی حرمت می‌شوی.

اگر حال کسی را بگیری که رفتاری ناخوشایند داشته، حال خودت هم گرفته می‌شود.

استفاده از عبارات همدلانه باعث می‌شود تو در بدخلقی دیگران فرو نروی و درگیر ناسازگاری و تضادی که برنده ای هم ندارد، نشوی.

اگر آنان اشتباه کنند، چه؟ بهتر است آدم توهین را نبیند تا نخواهد انتقام بگیرد.

افراد بدبین عقیده‌ خود را این چنین ابراز می‌کنند: من متقاعد نشده‌ام. اگر کارگر بستنی فروشی روزی بد را نگذرانده باشد، چه؟ اگر او ذاتا بی عرضه و دست و پا چلفتی باشد، من باید خدمات ضعیف او را نادیده بگیرم؟

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

چگونه علایق‌مان را کشف کنیم و آنها را رشد بدهیم؟

هادی جنگجو

۷ راز افراد موفق چیست؟

مهسا زکی زاده

۵ راز پول که پولدارها به‌ شما می‌گویند

مهسا زکی زاده

دیدگاه خود را ثبت کنید