برچسب : باب پنجم گلستان

ادبیات ادبیات و هنر

باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت آخر)

محمد زکی زاده
باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت آخر)... یکی را از ملوک عرب حدیث مجنونِ لیلی و شورش حال وی بگفتند که با کمال فضل و بلاغت سر در بیابان نهاده است....
ادبیات ادبیات و هنر

باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت هفتم)

محمد زکی زاده
باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت هفتم)... یاد دارم که در ایّام جوانی گذر داشتم به کویی و نظر با رویی....
ادبیات ادبیات و هنر

باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت ششم)

محمد زکی زاده
باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت ششم)... طوطیی را با زاغی در قفس کردند و از قُبح مشاهده او مجاهده همی بُرد....
ادبیات ادبیات و هنر

باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت پنجم)

محمد زکی زاده
باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت پنجم)... یکی را از علما پرسیدند که کسی با ماه رویی در خلوت نشسته و درها بسته و رفیقان خفته و نفس طالب و شهوت...
ادبیات ادبیات و هنر

باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت سوم)

محمد زکی زاده
باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت سوم)... شبی یاد دارم که یاری عزیز از در درآمد؛ چنان بی خود از جای برجستم که چراغم به آستین کشته شد....
ادبیات ادبیات و هنر

باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت دوم)

محمد زکی زاده
باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت دوم)... یکی را دل از دست رفته بود و ترک جان گفته و مطمح نظر او جایی خطرناک و ورطه هلاک....
ادبیات ادبیات و هنر

باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت اول)

محمد زکی زاده
باب پنجم گلستان سعدی / در عشق و جوانی (قسمت اول)... پارسایی را دیدم به محبّت شخصی گرفتار، نه طاقت صبر و نه یارای گفتار....