برچسب : شیوانا

ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

مزد چاه کَن؛ مجموعه داستان‌های شیوانا

زهرا فخرایی
شیوانا گفت: دوستان عزیز! اینجا مدرسه اخلاق است. همه ما می‌بایست الگوی اخلاقی مناسبی برای دیگران باشیم. کار خوب و مجازات خطا هر دو جداگانه محاسبه می‌شوند....
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

عشق ناب همیشه ناب می ماند؛ مجموعه داستان های شیوانا

زهرا فخرایی
شیوانا دست جوان را بالا برد و به شاگردانش گفت: عزیزان من! حرمت این جوان را حفظ کنید، چرا که او برکت مدرسه ماست و وجودش گوهری است از معرفت و مهربانی....
ادبیات داستان کوتاه

ساکت باش و هیچ مگو؛ مجموعه داستان های شیوانا

زهرا فخرایی
مجموعه داستان های شیوانا ...چند وقتی بود که دغدغه های زندگی، مجال اینگونه با هم بودن ها را از آنها هم گرفته بود و هر دو دلتنگ گپی دوستانه بودند....
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

آرامش برگ را می خواهی یا آرامش سنگ را؛ مجموعه داستان های شیوانا

زهرا فخرایی
در ادامه مجموعه داستان های شیوانا به داستانی با عنوان آرامش برگ را میخواهی یا آرامش سنگ را می پردازیم. شیوانا برگی که از شاخه جدا شده بود را از روی زمین برداشت و آن...
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

امشب زمان شکار پلنگ است؛ مجموعه داستان های شیوانا

زهرا فخرایی
در ادامه مجموعه داستان های شیوانا به داستانی دیگر با عنوان امشب زمان شکار پلنگ است می پردازیم. روزی پلنگی وحشی به دهکده حمله کرد، تعدادی از جوانان به همراه شیوانا برای شکار پلنگ به...
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

مجموعه داستان های شیوانا؛ شوق پرواز

زهرا فخرایی
مراقب باش با بی توجهی لحظه های شیرین زندگی ات را تلخ نکنی و با پیمودن راه های نامطمئن، کائنات را زیر سوال نبری. با امید به خالق کائنات و انتخاب راهی امن، زندگی ات...
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

مجموعه داستان های شیوانا؛ همیشه با خودت بگو شاید اسب بعدی من باشم

زهرا فخرایی
مجموعه داستان های شیوانا ...شیوانا آهی از سر تاسف کشید و به سراغ سرکارگر رفت. سرکارگر افسار اسب پیری را در دست گرفته بود و با خود می برد. شیوانا در مسیر با او ......
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

مجموعه داستان های شیوانا؛ شیرینِ قصه ات از راه می رسد

زهرا فخرایی
یکی از شاگردان شیوانا چند روزی بود که مدرسه نمی رفت و برخی از دوستانش که از احوال او با خبر بودند می گفتند: حکایت، حکایت عشق است و دغدغه های عاشقی. چند روزی گذشت...
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

مجموعه داستان های شیوانا؛ برخیز سحر نزدیک است

زهرا فخرایی
در دهکده ای دور افتاده و در کلبه ای محقر خانواده ای تنگدست که از مال دنیا بی بهره ولی آبرومند و محترم بودند زندگی می کردند و سفره ی دل فقط نزد خدا می...
ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

مجموعه داستان های شیوانا؛ خطِ پایان

زهرا فخرایی
شیوانا، خطِ پایان پیرمردی مریض احوال با پسرش زندگی می کرد. پسر جوان از مراقبت پدر پیرش خسته شده بود و مدام با گوشه کنایه با پدر حرف می زد. آخرین روزهای عمر پیرمرد بسیار...