پنج‌شنبه/ 17 آذر / 1401
هفت خان رستم

کتاب فرهنگ فارسی عامیانه

هفت خان رستم

هفت خان رستم

هفت خان رستم یعنی رنج ها و مشقت های طاقت فرسا یا مشکلات ناگشودنی که باید با آنها مقابله کرد. در مطلب بعد به ذکر موارد دیگر می پردازیم.

هفت در را به یک دیگ محتاج کردن

هفت در را به یک دیگ محتاج کردن

هفت در را به یک دیگ محتاج کردن یعنی کار عظیم و کمرشکن انجام دادن، مردافکنی کردن. در مطالب بعد نیز به ذکر موارد دیگر می پردازیم.

هیزم تر به کسی فروختن

هیزم تر به کسی فروختن

هیزم تر به کسی فروختن یعنی بدی کردن به کسی و خصومت او را برانگیختن. در مطلب بعد نیز به ذکر موارد دیگر می پردازیم.

یال و دم جنباندن

یال و دم جنباندن

یال و دم جنباندن یعنی جسور و گستاخ شدن و پا از گلیم خود درازتر کردن. در مطالب بعد نیز به ذکر موارد دیگر می پردازیم.

هند جگر خوار

هند جگر خوار

هند جگر خوار یعنی شخص بدطینت ظالم و زورگو و متجاوز به حقوق دیگران. در مطلب بعد نیز به ذکر موارد دیگر می پردازیم.

هل پوچ

هل پوچ

هل پوچ به معنی چیز بسیار کم ارزش و ناقابل است. در مطلب بعد نیز به ذکر کنایه ها و ضرب المثل های دیگر می پردازیم.

هفت تا جان داشتن

هفت تا جان داشتن

هفت تا جان داشتن به معنی بسیار سخت جان بودن است. در مطلب بعد نیز به ذکر کنایه ها و ضرب المثل های دیگر می پردازیم.

هزار راه رفتن

هزار راه رفتن

هزار راه رفتن یعنی دچار اضطراب شدید شدن. در مطالب بعد نیز به ذکر کنایه ها و ضرب المثل های دیگر می پردازیم.

خواب هفت پادشاه را دیدن

خواب هفت پادشاه را دیدن

خواب هفت پادشاه را دیدن یعنی فرو رفتن به خواب عمیق و خواب های خوش دیدن. در مطلب بعد نیز به ذکر موارد دیگر می پردازیم.

نخود توی شله زرد

نخود توی شله زرد

نخود توی شله زرد یعنی آن کسی که حضورش در میان جمع زاید یا نامتناسب با دیگران باشد. در مطلب بعد به ذکر موارد دیگر می پردازیم.