یکشنبه/ 13 آذر / 1401
پریچهر

اسفند 1397

پریچهر - داستان کوتاه پریچهر

داستان کوتاه پریچهر ( قسمت دهم )

داستان کوتاه پریچهر ( قسمت دهم )… شازده عزیزخیلی ناراحتم، کمی سرما خورده ام و ناخوشم، به همین سبب مادر نگذاشت به مدرسه بروم.

پریچهر - داستان کوتاه پریچهر

داستان کوتاه پریچهر ( قسمت هشتم )

داستان کوتاه پریچهر ( قسمت هشتم ) … شازده عزیز نگاه فرخ تمام وجودم را به خاک سیاه می نشاند. زندگیم فقط شده است صبح ها که او را می بینم.

پریچهر - داستان کوتاه پریچهر

داستان کوتاه پریچهر ( قسمت هفتم )

داستان کوتاه پریچهر ( قسمت هفتم )… حتی وقتی اسمش را با خودم تکرار می کنم قلبم به شدت می تپد آنقدر که حس می کنم دارد از سینه ام بیرون می آید.