ادبیات ادبیات و هنر داستان کوتاه

آرزوهایی که حرام شدند / داستان کوتاهی از شل سیلورستاین

شل سیلورستاین

شل سیلورستاین با نام کامل شلدون آلن سیلورستاین شاعر، نویسنده، کاریکاتوریست و خواننده آمریکایی است. برخلاف میلش و به اصرار یکی از دوستانش که نویسنده کودکان بود به سمت ادبیات کودک آمد و تا آنجا پیش رفت که بیشتر به عنوان نویسنده کودک شناخته می شود. هرچند که او را با این عنوان بیشتر می شناسند اما آثارش در بین بزرگسالان نیز از محبوبیت ویژه و بالایی برخوردار است.

از شل سیلورستاین آثار زیادی وجود دارد که برخی از آنها به فارسی نیز ترجمه شده است.

داستان کوتاهی از او را باهم می خوانیم.

 

آرزوهایی که حرام شدند…

جادوگری که روی درخت انجیر زندگی می کند به لستر گفت: یه آرزو کن تا برآورده کنم.

لستر هم با زرنگی آرزو کرد دوتا آرزوی دیگر هم داشته باشد.

بعد با هرکدام از این سه آرزو سه آرزوی دیگر آرزو کرد.

آرزوهایش شد نُه آرزو، با سه آرزوی قبلی بعد با هرکدام از این دوازده آرزو سه آرزوی دیگر خواست که تعداد آرزوهایش رسید به چهل و شش یا پنجاه و دو یا…

به هرحال از هر آرزویش استفاده کرد برای خواستن یه آرزوی دیگر تا وقتی که تعداد آرزوهایش رسید به پنج میلیارد و هفت میلیون و هجده هزار و سی چهار آرزو. بعد آرزوهایش را پهن کرد روی زمین و شروع کرد به کف زدن و رقصیدن، جست و خیز کردن و آواز خواندن و آرزو کردن برای داشتن آرزوهای بیشتر و بیشتر و بیشتر…

درحالی که دیگران می خندیدند و گریه می کردند، عشق می ورزیدند و محبت می کردند لستر وسط آرزوهایش نشست آنها را روی هم ریخت تا شد مثل یک تپه طلا و نشست به شمردنشان تا پیر شد و بعد یک شب او را پیدا کردند درحالی که مرده بود و آرزوهایش را شمردند، حتی یکی ازآنها هم کم نشده بود. همه شان نو بودند و برق می زدند.

بخوانید!  یکی داستان است پر آب چشم؛ تأملی بر چهار نبرد حماسی و افسانه ای میان پدر و پسر

بفرمایید چندتا بردارید به یاد لستر هم باشید که در دنیای سیب ها و بوسه ها و کفش ها همه آرزوهایش را با خواستن آرزوهای بیشتر حرام کرد…!

 

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

در شبستان شعر معاصر همراه با ابوالقاسم هدایتی

زهرا فخرایی

تهدید باغبان مدرسه (مجموعه داستان های شیوانا)

زهرا فخرایی

در محضر شاطر عباس صبوحی

محمد زکی زاده

دیدگاه خود را ثبت کنید

رفتن به نوار ابزار