شنبه/ 24 مهر / 1400

غزل 60 حافظ (آن پیک نامور که رسید از دیار دوست) به همراه شرح

شرح غزل 60 حافظ / آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست

خوش می‌دهد نشان جلال و جمال یار
خوش می‌کند حکایت عز و وقار دوست

دل دادمش به مژده و خجلت همی‌برم
زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست

شکر خدا که از مدد بخت کارساز
بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست

سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار
در گردشند بر حسب اختیار دوست

گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند
ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست

کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح
زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست

ماییم و آستانه عشق و سر نیاز
تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست

دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک
منت خدای را که نیم شرمسار دوست

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 60 حافظ / آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
شرح غزل 60 حافظ / آن پیک نامور که رسید از دیار دوست

شرح غزل 60 حافظ (غزل آن پیک نامور که رسید از دیار دوست)

آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست

آن قاصد ناموری که از سرزمین یار رسید از خط خوشبو و عطرآگین معشوق دعایی برای حفظ جان من آورده است.

پیک: قاصد، خبررسان

حرز: پناهگاه

خط مشک بار: ایهام دارد: 1.موهای تازه رسته ای که گرد رخسار زیبارویان آمده باشد که سیاه و معطر است. 2.دست نوشته و خطی که بوی خوش می دهد.

خوش می‌دهد نشان جلال و جمال یار
خوش می‌کند حکایت عز و وقار دوست

آن پیک نامور که از دیار یار دلربای من آمد چه نیکو از عظمت و زیبایی و از ارجمندی و متانت او سخن می گوید.

عز: ارجمندی

وقار: متانت و بزرگواری

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

دل دادمش به مژده و خجلت همی‌برم
زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست

دل خود را به رسم هدیه به پیک نامور دادم و از اینکه این قلب خویش را نثار یار کردم، شرمنده ام.

قلب: ایهام دارد: 1.سکه تقلبی 2.دل شاعر

نثار: هدیه و پیشکش

شکر خدا که از مدد بخت کارساز
بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست

شکر خدا که به یاری بخت موافق و چاره ساز همه کار و بار یار بر وفق مراد است.

مدد: یاری و کمک

برحسب: مطابق و بر وفق

سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار
در گردشند بر حسب اختیار دوست

سیر سپهر و دور قمر را اختیاری نیست و همه مطابق خواست و اراده یار در گردش هستند. به عبارت دیگر یعنی حوادثی که پیش می آید به اختیار اوست.

سیر: در اصطلاحات نجوم، مدت یک دور کوکب است و آن را مسیر هم گفته اند.

سپهر: آسمان و فلک

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند
ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست

اگر تندباد حوادث و آشوب هر دو عالم را نابود سازد و هر چراغی را خاموش کند ما همچنان چراغ چشم خود را در راه یار روشن می گذاریم و به انتظار او می نشینیم.

کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح
زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست

ای نسیم سحر از آن خاک خوشبختی که معشوق دلربای من بر آن گام نهاده است اندکی بیاور تا سرمه چشم خود کنم و به آن روشنی بشم.

کحل الجواهر: کحل به معنی سرمه و آن گرد نرمی است که از کوبیدن سنگ سیاه رنگ سرمه به دست می آید.

ماییم و آستانه عشق و سر نیاز
تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست

پیوسته سر نیاز بر پیشگاه عشق یار فرود می آوریم و اظهار حاجت می کنیم تا ببینیم چه کسی به وصال معشوق می رسد و در آغوش او به خواب خوش فرو می رود؟ یا چه کسی در خواب خوش، یار زیباروی خویش را خواهد دید؟

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک
منت خدای را که نیم شرمسار دوست

اگر دشمن به قصد آزار حافظ سخنی بگوید، باکی نیست. سپاس خدا را که در برابر معشوق خویش شرمنده نیستم.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا