دوشنبه/ 3 آبان / 1400

دسته بندی: داستان کوتاه

مولانا - فیه ما فیه - حکایت مشک

دمی با مولانا / حکایتی از فیه ما فیه

مولانا جلال الدین محمد بن سلطان العلما که از او به نام های مولوی، ملای روم و مولانای روم یاد کرده اند یکی از عارفان نام آور و از بزرگ ترین شاعران صاحب اندیشه و از متفکران بلامنازع عالم اسلامی است.

حکایت محبت مجنون به لیلی مقالات شمس

حکایت محبت مجنون به لیلی مقالات شمس

حکایت محبت مجنون به لیلی مقالات شمس…چنانکه گفت هارون الرشید که این لیلی بیاورید تا من ببینمش که مجنون چنین شوری از عشق او در جهان انداخت و از مشرق تا مغرب قصه عشق او را عاشقان آینه خود ساخته اند.

زندگی میدان جنگ نیست شیوانا

زندگی میدان جنگ نیست / مجموعه داستان های شیوانا

در این مطلب با داستان زندگی میدان جنگ نیست شیوانا در خدمت شما هستیم. در دهکده شیوانا زنی ثروتمند زندگی می کرد. یک روز به همراه پنج دخترش نزد شیوانا آمدند و از او برای حل مشکلشان راه حل خواستند.

زمستان را در زمان خودش رها کن شیوانا

زمستان را در زمان خودش رها کن / مجموعه داستان های شیوانا

در این مطلب با داستان زمستان را در زمان خودش رها کن شیوانا در خدمت شما هستیم. برف ها آب شده بود، دیگر خبری از سرمای زمستان نبود. کم کم اهالی دهکده از خانه هایشان بیرون می آمدند و از خورشید تابان در هوایی بهاری لذت می بردند.

داستان کوتاه نابینا و چراغ از بهارستان جامی

داستان کوتاه نابینا و چراغ از بهارستان جامی

داستان کوتاه نابینا و چراغ از بهارستان جامی / نابینایی در شب تاریک چراغی در دست و سبویی بر دوش در راهی می رفت.فضولی به وی رسید و گفت: ای نادان روز و شب پیش تو یکسان است و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟

داستان کوتاه پادشاهی با یک چشم و یک پا

داستان کوتاه پادشاهی فقط با یک چشم و یک پا

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟

داستان کوتاه کشاورز بازنده

داستان کوتاه کشاورز بازنده

داستان کوتاه کشاورز بازنده / فردی از کشاورزی پرسید: آیا گندم کاشته‌ای؟ !کشاورز جواب داد: نه، ترسیدم باران نبارد. مرد پرسید: پس ذرت کاشته‌ای؟ کشاورز گفت: نه، ترسیدم ذرت‌ها را آفت بزند.

مولانا - فیه ما فیه - حکایت مشک

دمی با مولانا / حکایتی از فیه ما فیه

مولانا جلال الدین محمد بن سلطان العلما که از او به نام های مولوی، ملای روم و مولانای روم یاد کرده اند یکی از عارفان نام آور و از بزرگ ترین شاعران صاحب اندیشه و از متفکران بلامنازع عالم اسلامی است.

حکایت محبت مجنون به لیلی مقالات شمس

حکایت محبت مجنون به لیلی مقالات شمس

حکایت محبت مجنون به لیلی مقالات شمس…چنانکه گفت هارون الرشید که این لیلی بیاورید تا من ببینمش که مجنون چنین شوری از عشق او در جهان انداخت و از مشرق تا مغرب قصه عشق او را عاشقان آینه خود ساخته اند.

زندگی میدان جنگ نیست شیوانا

زندگی میدان جنگ نیست / مجموعه داستان های شیوانا

در این مطلب با داستان زندگی میدان جنگ نیست شیوانا در خدمت شما هستیم. در دهکده شیوانا زنی ثروتمند زندگی می کرد. یک روز به همراه پنج دخترش نزد شیوانا آمدند و از او برای حل مشکلشان راه حل خواستند.

زمستان را در زمان خودش رها کن شیوانا

زمستان را در زمان خودش رها کن / مجموعه داستان های شیوانا

در این مطلب با داستان زمستان را در زمان خودش رها کن شیوانا در خدمت شما هستیم. برف ها آب شده بود، دیگر خبری از سرمای زمستان نبود. کم کم اهالی دهکده از خانه هایشان بیرون می آمدند و از خورشید تابان در هوایی بهاری لذت می بردند.

داستان کوتاه نابینا و چراغ از بهارستان جامی

داستان کوتاه نابینا و چراغ از بهارستان جامی

داستان کوتاه نابینا و چراغ از بهارستان جامی / نابینایی در شب تاریک چراغی در دست و سبویی بر دوش در راهی می رفت.فضولی به وی رسید و گفت: ای نادان روز و شب پیش تو یکسان است و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟

داستان کوتاه پادشاهی با یک چشم و یک پا

داستان کوتاه پادشاهی فقط با یک چشم و یک پا

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت. پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد تا یک پرتره زیبا از او نقاشی کنند. اما هیچکدام نتوانستند؛ آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک چشم و یک پای پادشاه، نقاشی زیبایی از او بکشند؟

داستان کوتاه کشاورز بازنده

داستان کوتاه کشاورز بازنده

داستان کوتاه کشاورز بازنده / فردی از کشاورزی پرسید: آیا گندم کاشته‌ای؟ !کشاورز جواب داد: نه، ترسیدم باران نبارد. مرد پرسید: پس ذرت کاشته‌ای؟ کشاورز گفت: نه، ترسیدم ذرت‌ها را آفت بزند.

داستان از نشانه ها بی تفاوت رد نشو از مجموعه داستان های شیوانا

از نشانه ها بی تفاوت رد نشو / مجموعه داستان های شیوانا

داستان از نشانه ها بی تفاوت رد نشو شیوانا … هر چه هست فقط نشانه است و ما باید نسبت به نشانه ها بی تفاوت نباشیم. هر نشانه ای حاکی از اتفاقات متفاوت است که هر کدام از این اتفاقات می تواند خیر یا شر باشد.

اسکرول به بالا