شنبه/ 24 مهر / 1400

غزل 98 حافظ (اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح) به همراه شرح

شرح غزل 98 حافظ / اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح

سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح

ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص
از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح

ز دیده‌ام شده یک چشمه در کنار روان
که آشنا نکند در میان آن ملاح

لب چو آب حیات تو هست قوت جان
وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح

بداد لعل لبت بوسه‌ای به صد زاری
گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح

دعای جان تو ورد زبان مشتاقان
همیشه تا که بود متصل مسا و صباح

صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ
ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 98 حافظ / اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
شرح غزل 98 حافظ / اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح

شرح غزل 98 حافظ (غزل اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح)

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح
صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح

اگر در دین تو ریختن خون عاشق حلال و جایز است ما نیز می پذیریم و هر چه را که تو صلاح بدانی، می پسندیم و صلاح می دانیم.

مباح: حلال و جایز

سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات
بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح

سیاهی گیسوی تو چنان است که گویی به وجود آورنده تاریکی ها است و سپیدی چهره چون ماه تو شکافنده و پدید آورنده صبح است.

سواد: سیاهی

جاعل الظلمات: قرار دهنده ظلمت و تاریکی

بیاض: سفیدی

فالق الاصباح: شکافنده صبح

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص
از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح

ای معشوق کسی نتوانست از کمند گیسویت و از آن ابروی کمانی و تیر نگاهت رهایی یابد. به عبارت دیگر همه عاشقان در دام عشق تو اسیرند و راه نجاتی برای آنان نیست.

نجاح: رستگاری

ز دیده‌ ام شده یک چشمه در کنار روان
که آشنا نکند در میان آن ملاح

آن چنان می گریم که از اشک دیده چشمه ای در کنارم روان شده است که هیچ شناگری نمی تواند در آن شنا کند.

ملاح: دریانورد

لب چو آب حیات تو هست قوت جان
وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح

لب تو چون آب است که جان ما را توان و نیرو می دهد و برای وجود خاکی ما همچون دعای شبانه است.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

بداد لعل لبت بوسه‌ای به صد زاری
گرفت کام دلم ز او به صد هزار الحاح

لب لعل تو با صد نوع زاری و نیاز بوسه ای داد و دل من با صد هزار اصرار و پافشاری از لب تو کام گرفت.

الحاح: التماس و اصرار

دعای جان تو ورد زبان مشتاقان
همیشه تا که بود متصل مسا و صباح

تا زمانی که شب و روز به هم متصل هستند و در پی هم می آیند و می روند، پیوسته ذکر زبان عاشقان، دعا برای جان توست.

ورد: دعا

مسا: شب

صباح: صبح

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ
ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت صلاح

ای حافظ از ما طلب خیر و صلاح و توبه و تقوا را مکن زیرا از رند و عاشق و دیوانه کسی انتظار اینها را ندارد.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا