مجله اینترنتی تحلیلک

جمعه/ 4 خرداد / 1403
Search
Close this search box.
شرح غزل 180 حافظ / ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند

شرح غزل ۱۸۰ حافظ / ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند

در این مطلب به غزل 180 حافظ با مطلع ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.

غزل ۱۸۰ حافظ (ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند) به همراه شرح

شرح غزل ۱۸۰ حافظ / ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند

ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند
زین قصه بگذرم که سخن می‌ شود بلند

خواهی که برنخیزدت از دیده رود خون
دل در وفای صحبت رود کسان مبند

گر جلوه می‌ نمایی و گر طعنه می‌ زنی
ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند

ز آشفتگی حال من آگاه کی شود
آن را که دل نگشت گرفتار این کمند

بازار شوق گرم شد آن سرو قد کجاست
تا جان خود بر آتش رویش کنم سپند

جایی که یار ما به شکرخنده دم زند
ای پسته کیستی تو خدا را به خود مخند

حافظ چو ترک غمزه ترکان نمی‌ کنی
دانی کجاست جای تو خوارزم یا خجند

شرح غزل 180 حافظ / ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
شرح غزل ۱۸۰ حافظ / ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند

شرح غزل ۱۸۰ حافظ (شرح غزل ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند)

ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند
مشتاقم از برای خدا یک شکر بخند

ای معشوقی که لب خندان و شیرینت به افسانه شیرینی قند خنده تمسخر می کند، در آرزوی خنده زیبای تو هستم، یک بار بخند.

پسته: استعاره از دهان خندان معشوق

خنده زدن: تمسخر کردن

طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند
زین قصه بگذرم که سخن می‌ شود بلند

درخت طوبی با همه قامت بلند خود توانایی برابری با قد زیبا و موزون تو را ندارد. از این قصه بگذرم که سخن دراز می شود.

خواهی که برنخیزدت از دیده رود خون
دل در وفای صحبت رود کسان مبند

اگر می خواهی اشک خونین نریزی و رنج فراوان نکشی به وفای فرزند مردم دل نبند و عاشق نشو.

گر جلوه می‌ نمایی و گر طعنه می‌ زنی
ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند

چه جلوه گری کنی و چه مرا سرزنش نمایی در هر دو حال ما به شیخ ریاکار خودخواه معتقد نیستیم و به جانب او گرایشی نداریم.

ز آشفتگی حال من آگاه کی شود
آن را که دل نگشت گرفتار این کمند

چه وقت از پریشانی حال من آگاه خواهد شد کسی که دلش گرفتار زلف معشوقی نشده باشد؟ یعنی تنها عاشقان حال عاشقان را می فهمند.

بازار شوق گرم شد آن سرو قد کجاست
تا جان خود بر آتش رویش کنم سپند

بازار اشتیاق گرم و پر رونق شد. آن معشوق زیبای بلند قامت کجاست تا جان خود را مانند اسپند در آتش چهره دلفریبش بسوزانم و نثارش کنم؟

جایی که یار ما به شکرخنده دم زند
ای پسته کیستی تو خدا را به خود مخند

در جایی که یار ما لب به خنده شیرین باز می کند، ای پسته خندان تو کیستی که دهانت را برای خنده باز می کنی؟ به خاطر خدا نخند و خود را مسخره نکن.

حافظ چو ترک غمزه ترکان نمی‌ کنی
دانی کجاست جای تو خوارزم یا خجند

ای حافظ وقتی نمی توانی ترک ناز و عشوه ترکان را بکنی آیا می دانی که جای تو کجاست؟ باید به شهر خوارزم و یا خجند بروی.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه و شاخ نبات حافظ نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

تعبیر فال شرح غزل ۱۸۰ حافظ / ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند

تو در عشق چنان پیش رفته‌ای که هیچ‌کس با تو برابری نمی‌کند و تجربه عشق کار هرکسی نیست. لبخند باعث زیبایی هرچهره‌ای می‌شود اما بدان که هر کاری را نمی‌توان شوخی و دست کم گرفت. دست از مسخره کردن دیگران بردار چرا که ممکن است باعث شکستن دل مردم شوی. با کنایه و طعنه سخن مگو و به حال و اوضاع آشفته مردم مخند. شاید زمانی خود گرفتار شدی و دیگران به تو بخندند. اگر این کارها را ترک کردی مردم همیشه تو را خواهند پذیرفت. زندگی بالا و پایین بسیار دارد. مسافرت در زمان حال نیکوست به شرطی که محتاطانه و عاقلانه رفتار کنی.

5 1 رای
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

شعر اتفاقی شما

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x