ادبیات ادبیات و هنر شعر پارسی

به بهانه زادروز پروین اعتصامی بانوی اخلاق و شاعر برجسته

پروین اعتصامی - شعر پروین اعتصامی

پروین اعتصامی بانوی اخلاق و شاعر برجسته در گستره شعر و ادب فارسی

پروین اعتصامی در ۲۵ اسفند ۱۲۸۵ شمسی در تبریز متولد شد. عمر او بسیار کوتاه بود ولی همچون اختری تابناک بر فراز آسمان شعر و ادب فارسی درخشید.

بانو پروین اعتصامی روحیه ای متین و آرام داشت و همین انزوا و تنهایی به او فرصتی بخشید که کارنامه ای کوتاه ولی شهرتی فراگیر داشته باشد.

شعر پروین شیوا، ساده و دلنشین است و روح خواننده را نوازش می دهد. پروین در قطعات، به ویژه سوال و جواب یا مناظره دارای سبکی بدیع و منحصر به فرد است.

****

شعری دلنشین در وصف جوانی را از پروین اعتصامی با هم می خوانیم:

 

نرگس پژمرده‌ای ز انده و شرم خمید
چو دید جلوه گلهای بوستانی را

فکند بر گل خودروی دیدهٔ امید
نهفته گفت بدو این غم نهانی را

که بر نکرده سر از خاک، در بسیط زمین
شدم نشانه بلاهای آسمانی را

مرا به سفرهٔ خالی زمانه مهمان کرد
ندیده چشم کس اینگونه میهمانی را

طبیب باد صبا را بگوی از ره مهر
که تا دوا کند این درد ناگهانی را

ز کاردانی دیروز من چه سود امروز
چو کار نیست، چه تاثیر کاردانی را

به چشم خیرهٔ ایام هر چه خیره شدم
ندید دیدهٔ من روی مهربانی را

من از صبا و چمن بدگمان نمی گشتم
زمانه در دلم افکند بدگمانی را

چنان خوشند گل و ارغوان که پنداری
خریده‌اند همه ملک شادمانی را

شکستم و نشد آگاه باغبان قضا
نخوانده بود مگر درس باغبانی را

بمن جوانی خود را بسیم و زر بفروش
که زر و سیم کلید است کامرانی را

جواب داد که آیین روزگار اینست
بسی بلند و پستی است زندگانی را

بکس نداد توانایی این سپهر بلند
که از پیش نفرستاد ناتوانی را

هنوز تازه رسیدی و اوستاد فلک
نگفته بهر تو اسرار باستانی را

در آن مکان که جوانی دمی و عمر شبی است
بخیره میطلبی عمر جاودانی را

نهان هر گل و بهر سبزه‌ای دو صد معنی است
بجز زمانه نداند کس این معانی را

ز گنج وقت، نوایی ببر که شبرو دهر
برایگان برد این گنج رایگانی را

ز رنگ سرخ گل ارغوان مشو دلتنگ
خزان سیه کند آن روی ارغوانی را

گرانبهاست گل اندر چمن ولی مشتاب
بدل کنند به ارزانی این گرانی را

زمانه بر تن ریحان و لاله و نسرین
بسی دریده قباهای پرنیانی را

من و تو را ببرد دزد چرخ پیر، از آنک
ز دزد خواسته بودیم پاسبانی را

چمن چگونه رهد ز آفت دی و بهمن
صبا چه چاره کند باد مهرگانی را

تو زر و سیم نگهدار کاندرین بازار
بسیم و زر نخریده است کس جوانی را

 

****

استاد محمد تقی بهار در دیباچه دیوان پروین ضمن ستایش از قریحه شاعری و چیره دستی او می نویسد:

“پروین در قصاید خود پس از بیانات حکیمانه و عارفانه روح انسان را بسوی سعی و عمل امید، حیات، اغتنام وقت، کسب کمال، همت، اقدام نیکبختی و فضیلت سوق می دهد.”

****

شعر سنگ قبر پروین اعتصامی

پروین اعتصامی به طور ناگهانی در جوانی بیمار شد و همانگونه که مانند همیشه آرام بود، در نیمه شب در آغوش مادر جان داد و در صحن حضرت معصومه در قم، در کنار آرامگاه پدر آرمید.

 

در پایان شعری که پروین اعتصامی برای سنگ مزار خود سروده است را با هم می خوانیم.

اینکه خاک سیهش بالین است
اختر چرخ ادب پروین است

گر چه جز تلخی از ایام ندید
هر چه خواهی سخنش شیرین است

صاحب آن همه گفتار امروز
سائل فاتحه و یاسین است

دوستان به که ز وی یاد کنند
دل بی دوست دلی غمگین است

خاک در دیده بسی جان فرساست
سنگ بر سینه بسی سنگین است

بیند این بستر و عبرت گیرد
هر که را چشم حقیقت بین است

هر که باشی و زهر جا برسی
آخرین منزل هستی این است

آدمی هر چه توانگر باشد
چو بدین نقطه رسد مسکین است

اندر آنجا که قضا حمله کند
چاره تسلیم و ادب تمکین است

زادن و کشتن و پنهان کردن
دهر را رسم و ره دیرین است

خرم آن کس که در این محنت‌گاه
خاطری را سبب تسکین است

 

دیوان پروین اعتصامی

 

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

داستان کوتاه پریچهر (قسمت نوزدهم)

ارغوان فاطمی

زندگینامه خیام نیشابوری شاعر، دانشمند و حکیم ایرانی

مهران توفیقی

یک دقیقه سکوت

زهرا فخرایی

دیدگاه خود را ثبت کنید