سه‌شنبه/ 27 مهر / 1400

غزل 79 حافظ (به می عمارت دل کن که این جهان خراب) به همراه شرح

شرح غزل 79 حافظ / کنون که می‌ دمد از بوستان نسیم بهشت

کنون که می‌ دمد از بوستان نسیم بهشت
من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت

گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز
که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت

چمن حکایت اردیبهشت می‌گوید
نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت

به می عمارت دل کن که این جهان خراب
بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت

وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد
چو شمع صومعه افروزی از چراغ کنشت

مکن به نامه سیاهی ملامت من مست
که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت

قدم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گر چه غرق گناه است می‌رود به بهشت

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 79 حافظ / کنون که می‌ دمد از بوستان نسیم بهشت / به می عمارت دل کن که این جهان خراب
شرح غزل 79 حافظ / به می عمارت دل کن که این جهان خراب

شرح غزل 79 حافظ (به می عمارت دل کن که این جهان خراب)

کنون که می‌ دمد از بوستان نسیم بهشت
من و شراب فرح بخش و یار حورسرشت

حال که از بوستان بوی خوش بهشتی به مشام می رسد و نسیم ملایم بهاری در حال وزیدن است، وقت آن است که من و یار حورسرشت همراه و ملازم هم باشیم و شراب فرح بخش بنوشیم و مست گردیم.

گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز
که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت

در بهار گدا چرا ادعای سلطنت نکند، در حالی که سایه ابر برای او چون خیمه شاهی و کنار کشتزار مانند مجلس شاهانه است.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

چمن حکایت اردیبهشت می‌گوید
نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت

چمن حکایت اردیبهشت را که مانند بهشت سرسبز و زیباست، بازگو می کند و عاقل نیست کسی که آن نسیه را بگیرد و این نقد را رها کند.

هشتن: رها کردن و از دست دادن

به می عمارت دل کن که این جهان خراب
بر آن سر است که از خاک ما بسازد خشت

دل خویش را با شراب آباد کن که این دنیای فانی و خراب قصد آن دارد که از خاک پیکر ما خشت بسازد و خود را آباد نماید.

وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد
چو شمع صومعه افروزی از چراغ کنشت

از دشمن انتظار وفای به عهد و پیمان نداشته باش که کاری بس بیهوده است و سودی ندارد، هم چنان که اگر شمع صومعه و عبادتگاه را از چراغ عبادتگاه کافران روشن کنی، پرتو و نوری نخواهد داشت و کسی را هدایت نمی کند.

کنشت: عبادتگاه یهود و به طور عام به عبادتگاه کافران گفته می شود.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

مکن به نامه سیاهی ملامت من مست
که آگه است که تقدیر بر سرش چه نوشت

من مست و لاابالی را به خاطر سیاه بودن نامه اعمالم سرزنش نکن زیرا کسی از سرنوشت و تقدیر الهی باخبر نیست و نمی داند که چه بر سرش خواهد آمد.

قدم دریغ مدار از جنازه حافظ
که گر چه غرق گناه است می‌رود به بهشت

از تشییع جنازه حافظ و رفتن بر سر قبر او قدم دریغ مکن که اگرچه او گناهکار است ولی به بهشت می رود.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا