فیلم و سینما گرافیک نقد و بررسی فیلم هنر

تجزیه و تحلیل رنگ ها در ۶ فیلم خاص از دوران مختلف

رنگ همیشه در ساخت فیلم نقش بسزایی داشته است. از روش های نقاشی دست ساز الیزابت تویلیر، تا درجه بندی مدرن رنگ دیجیتال با استفاده از نرم افزارهای رایانه، رنگ به عنوان یک عنصر ساختاری همیشه در هسته اصلی فیلمسازی به عنوان یک شکل هنری بوده است. در این راستا، بزرگترین فیلمسازان از دو روش از رنگ در فیلم استفاده کرده اند:

در یک روش به صورت نمادین و روش دوم زیبایی. اولین روش مبتنی بر بازنمایی است و دومی بر اساس احساسات. به هر حال، هر دو روش از رنگ به عنوان ابزاری برای بیان حالات انسانی استفاده شده است. این لیستی از فیلم هایی است که سازندگان فیلم از این عنصر به شیوه ای رنگارنگ استفاده کرده اند. یعنی می توانیم بگوییم، به روشی شدید از رنگ استفاده شده است.

 

نرگس سیاه (مایکل پاول و امریک پرسبرگر، ۱۹۴۷) Black Narcissus

با همکاری مایکل پاول و امریک پرسبرگر بهترین فیلم‌های تاریخ فیلم انگلیس تولید شد. یکی از آنها درام روانشناختی “نرگس سیاه” در سال ۱۹۴۷ است.

این فیلم گروهی از راهبه ها را دنبال می کند که بیش از یک معبد باستانی در هیمالیا, یک مدرسه و یک بیمارستان می سازند. بدون انتظار، برخی مشکلات بین آنها به وجود می آید. در نتیجه، نماینده محلی انگلیس آقای دین (دیوید فارار) مجبور به مداخله می شود و باعث ایجاد تنش شدید جنسی در جامعه مذهبی می شود.

رنگ تضاد بین ایمان و جنسیت، خلوص و ناخالصی را در یک نمایش رنگی زیبا و جسورانه برجسته می کند. اگر چه پاول ادعا کرد که “حقیقت در سیاه و سفید نهفته است” ، اما ممکن است در رنگ ها چیزی عمیق تر از یک حقیقت وجود داشته باشد.

 

سرگیجه (آلفرد هیچکاک, ۱۹۵۸) Vertigo

تردیدی نیست که “سرگیجه” آلفرد هیچکاک یکی از بهترین نمونه های فیلمسازی در همه زمان ها است. بخشی از شهرت آن مدیون استفاده شبح وار و وهم آور رنگ در شخصیت های آن است.

بخوانید!  زندگینامه محمدرضا شجریان استاد بی بدیل آواز ایران

جان اسکاتی فرگوسن (جیمز استوارت) در یک طرف، به رنگ قرمز؛ و جودی بارتون/مادلین الستر (کیم نواک) در آن طرف، سبز رنگ است. بنابراین، می توان گفت که رنگ در کل فیلم به عنوان نماد یا نشانه ای از موضوعات اصلی داستان، به ترتیب وسواس و مرگ را به طور نمادین نشان می دهد. تمام روش های بیان فیلمبرداری توسط فیلمساز انگلیسی و نیز موضوعات به کار رفته مطابق با احساسات و ایده هایی که رنگ قرمز و سبز در اثر برانگیختن ایجاد می کنند، به وجود آمده است.

اوج فیلم شخصیت نواک را به رنگ سبز مانند تابلوی نئون در هتل در آورده است. در کل، “سرگیجه” یک داستان شبحی عمیق و نگران کننده است.

 

چترهای شربورگ (ژاک دمی, ۱۹۶۴) The Umbrellas of Cherbourg

ژاک دمی در جنبش موج نو فرانسه بیگانه بود. او ظاهراً برخلاف هم دوره هایش علاقه چندانی به ایجاد فیلم شناسی مبتنی بر نقد سنت سینمایی و روایی نداشت. با این وجود، او انقلابی ظریف تر به وجود آورده بود. این را می توان با استفاده از رنگ در فیلم های او تأیید کرد.

در فیلم ۱۹۶۴ وی با نام “چترهای شربورگ”، رنگ از یک سو سرخوشی عشق اول و از سوی دیگر، عصبانیت ناشی از عدم حضور عزیزان، بازتاب کامل و دقیقی را از بیان احساسات یک نفر نشان می دهد. همه این احساسات در یک پالت رنگی درخشان و پر زرق و برق به تصویر کشیده شده اند که گاهی اوقات با استیصال شخصیت ها در تضاد است و در بعضی مواقع، شادی و سرخوشی آنها را برجسته می کند.

تنوع رنگ کم تر است اما رنگ ها به حدی اشباع شده اند که مخلوط آن با بازی های زیبا و فوق العاده بازیگران، همراه با هارمونیک بیش از حد میشل لگراند، “چترها” را به تجربه ای جذاب تبدیل می کند که هیچ کس نباید آن را تجربه کند. تجربه از دست دادن.

بخوانید!  تجزیه و تحلیل رنگ آبی در 6 سکانس از 6 فیلم متفاوت و خاص

 

سوسپریا (داریو آرژانتو, ۱۹۷۷) Suspiria

شاهکار و مشهورترین اثر داریو آرژانتو فیلمی درباره ماهیت و دامنه شر ناب است. این فیلم که در آکادمی رقص فرایبورگ برگزار می شود، به زندگی صعودی سوزی بانیون (جسیکا هارپر)، دانشجوی باله آمریکایی و تلاش او برای ورود به مدرسه جدید در حالی که اتفاقات عجیب و غریب و غیر عادی رخ می دهد، می پردازد. “سوسپریا” را می توان انحرافی ترین فیلم “آب نبات چشم” در تمام دوران نامید، به دلیل پالت رنگی شفافی که به شدت تحت تأثیر اکسپرسیونیسم آلمان بود.

از این نظر، رنگ و نور به عنوان یک تکنیک نمایشی مورد استفاده قرار می گیرد که تهدید پنهان رمز و راز ماورا طبیعی را که مکتب در آن نگهداری می کند، کشف کند. تهدیدی که گاهی اوقات توسط فیلمبرداری و تصمیمات میزانسن برجسته شده و گاهی اوقات وهم است، اما همیشه احساس خطر قریب الوقوع را ایجاد می کند. در عین حال، این آسیب پذیری آشکار و ضمنی با استفاده پر جنب و جوش از رنگ ها افزایش می یابد، تولید منطق بصری کابوس که منجر به یک لحظه وخیم وحشتناک می شود را افزایش می دهد.

به عبارت دیگر، آرژانتو ادعا می‌کند، “من فقط می‌دانم که به پرخاشگری و خشونت علاقه دارم و این زیبایی‌شناسی را دوست دارم. من رنگ خون را دوست دارم. این اشتیاق محض است. ”

 

رویاها (آکیرا کوروساوا, ۱۹۹۰) Dreams

مانند تصنیف نارایاما، فیلم “رویاها”ی آکیرا کوروساوا نمونه ای فوق العاده از کاربرد استثنایی رنگ در سینمای ژاپن است. همانند سایر زمینه های هنری در فرهنگ ژاپن، درک ویژگی های رنگی ارتباط تنگاتنگی با نحوه معرفی طبیعت دارد. به این معنا، رنگ را باید همیشه بر مبنای ذهنی درک کرد. بر این اساس، این فیلم براساس هشت رویای واقعی که کوروساوا دیده، ساخته شده است.

هر یک از این بخش ها دارای یک پالت رنگی اصلی و کاملاً اختصاصی (و همچنین مقادیر تولید و طراحی لباس) است که نه تنها در یک رویکرد نمادین کار می کند، بلکه به عنوان استقرار دنیای فیلم متفاوت، ظاهراً بی ارتباط است. اما در هسته آن، یک سرعت مشترک به گوش می رسد: یک منطق شبح گونه و رویایی مقاومت ناپذیر.

بخوانید!  درس سیزدهم دروس هیئت و دیگر رشته‌های ریاضی (طول کوکب)

کوروساوا که در سال های ابتدایی خود قصد داشت یک نقاش شود، تأثیرات اکسپرسیونیستی خود را در استفاده از رنگ در چهار فیلم از هفت فیلم رنگی خود (Dodes’ka-den ,Kagemusha ,Ran و Dreams) نشان داد. “رویاها” می تواند در دسترس ترین اثر او باشد، نه تنها به دلیل داستان های جذاب آن، بلکه به دلیل جلوه های بصری بسیار زیبا.

 

در خلق و خوی عشق (وونگ کار وای, ۲۰۰۰) In the Mood for Love

فیلم های ساخته شده توسط تیم متشکل از وونگ کار وای، کریستوفر دویل و ویلیام چانگ طعم بی نظیری دارند. فیلم های آنها زندگی خاص و منحصر به فرد عادی بومیان هنگ کنگ را در یک نمایش بصری پر زرق و برق نشان می دهد. در این راستا، عشق در تمام طول زندگی حرفه ای آنها یک موضوع تکراری بوده است.

در بهترین و مشهورترین کار آنها، درام عاشقانه “در خلق و خوی عشق” رنگ شخصیت دیگری در خیابان های هنگ کنگ گرفته است. درخشش عشق غیرقابل جبران و زندگی شبانه پرشکوه، خیالی پایدار را روشن می کند که چو مو وان (تونی لئونگ) و سو لی ژن (مگی چونگ) تصمیم گرفته اند که زندگی کنند.

برای وونگ، این استفاده قدرتمند از رنگ نتیجه یک ویژگی اساسی در ساخت فیلم است. ساخت فیلم، همیشه با دو کلمه آغاز می شود: چه و چگونه. اول از همه، شما باید یک داستان پیدا کنید، و یا اینکه چه چیزی می خواهید بگویید؟ و سپس شما باید راهی برای گفتن بصری فیلم پیدا کنید. که آن استفاده درست و به جا از رنگ است.

 

امیدواریم از این مقاله لذت برده باشید و از این پس فیلم را با نگاهی متفاوت و جذاب‌تر ببینید.

نوشته های مرتبط

معرفی فیلم غلاف تمام فلزی ( Full Metal Jacket )

محمد زکی زاده

قطعه ساقی بیا محمدرضا شجریان

مهدی مشهدی حسنی

معرفی فیلم سینما پارادیزو ( Cinema Paradiso )

محمد زکی زاده

دیدگاه خود را ثبت کنید