سه‌شنبه/ 4 آبان / 1400

ترانه های تخت حوضی / ترانه ماشین مشدی ممدلی نه بوق داره نه صندلی

 

ترانه ماشین مشدی ممدلی

دیشب من فلکزده
صبح من کپکزده
دچار مشکلی شدم

به سرعت اتول موبیل
تو توپخونه گلی شدم
سوار ماشین کثیف مشدی ممدلی شدم

ماشین مشدی ممدلی
نه بوق داره نه صندلی

با پرده های مخملی
با چوب های جنگلی

صندلی هاش فنر داره
شوفر بی هنر داره

شوفر اون دواخوره
دودی و اهل منقله

تنه لش و بد دهنه
از بچه های خندقه

ترانه ماشین مشدی ممدلی نه بوق داره نه صندلی
ترانه ماشین مشدی ممدلی نه بوق داره نه صندلی

 

بیشتر بخوانید: ترانه های تخت حوضی / سر شب

بالاخره تو صف شدم
با پررویی به این و اون تنه زدم

توی اتول سوار شدم
آب لمبو چون انار شدم

لهیده چون هلو شدم
سیاه چون لولو شدم

برشته چون لبو شدم
دایی بودم، عمو شدم

شوفر: شاگرد شوفر؟

شاگرد: آهای بله

شوفر: امیریه بی معطلی
وردار بزن تو هندلی
مسافت زیادیه

تا که آجان نیومده
بزن بریم که دیر شده

 

 

برگرفته از کتاب «کهنه های همیشه نو / ترانه های تخت حوضی» از مرتضی احمدی

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا