جمعه/ 30 مهر / 1400

غزل 74 حافظ (حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست) به همراه شرح

شرح غزل 74 حافظ / حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست

حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست

از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است
غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست

منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش
که چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست

دولت آن است که بی خون دل آید به کنار
ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست

پنج روزی که در این مرحله مهلت داری
خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست

بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی
فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست

زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار
که ره از صومعه تا دیر مغان این همه نیست

دردمندی من سوخته زار و نزار
ظاهرا حاجت تقریر و بیان این همه نیست

نام حافظ رقم نیک پذیرفت ولی
پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 74 حافظ / حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
شرح غزل 74 حافظ / حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست

شرح غزل 74 حافظ (غزل حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست)

حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
باده پیش آر که اسباب جهان این همه نیست

محصول و نتیجه کارگاه کون و مکان چندان ارزشی ندارد و قابل اعتماد نیست؛ شراب بیار و بنوشان و تا ترک دنیا کنیم و برای اسباب و علل جهان مادی ارزش و اعتباری نیست.

کون و مکان: جهان و همه موجوداتی که در اوست.

از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است
غرض این است وگرنه دل و جان این همه نیست

هدف از دادن دل و جان به ما این است که از صمیم دل افتخار مصاحبت و هم نشینی معشوق را پیدا کنیم و دیگر هیچ وگرنه دل و جان به خودی خود فاقد ارزش و اعتبار است.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش
که چو خوش بنگری ای سرو روان این همه نیست

ای معشوق سرو قامت زیبا به خاطر سایه منت سدره طوبی را نکش و خود را مرهون لطف و احسان ندان زیرا اگر خوب بنگری متوجه می شوی که در برابر سایه تو سدره و طوبی آن قدرها هم ارزش ندارد.

دولت آن است که بی خون دل آید به کنار
ور نه با سعی و عمل باغ جنان این همه نیست

سعادت و نیک بختی آن است که بدون رنج حاصل شود وگرنه باغ بهشت نیز اگر با سعی و زحمت به دست آید ارزش چندانی ندارد.

پنج روزی که در این مرحله مهلت داری
خوش بیاسای زمانی که زمان این همه نیست

از مهلت اندک عمر که در این دنیای فانی به تو داده اند نهایت استفاده را بکن و فرصت را غنیمت بدان و زندگی را با آسودگی سپری کن زیرا مدت عمر بسیار کوتاه و زودگذر است.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی
فرصتی دان که ز لب تا به دهان این همه نیست

ای ساقی بر لب دریای مرگ منتظریم، فرصت را غنیمت بدان و می بیار و بنوشان که از لب تا به دهان یا از لب بحر فنا تا دهان دریای نیستی فاصله چندانی نیست.

زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار
که ره از صومعه تا دیر مغان این همه نیست

هان ای زاهدکه در گوشه صومعه مشغول عبادتی و بر خرابات نشینان فخر می فروشی از غیرت الهی ایمن مباش مبادا که خداوند بر تو غیرت آورد و تو را از صومعه به دیر مغان بکشاند، یعنی تو را از ایمان به در کند و به کفر و ضلالت بکشاند.

دردمندی من سوخته زار و نزار
ظاهرا حاجت تقریر و بیان این همه نیست

درد و رنج من عاشق دل سوخته نالان و ناتوان نیازی به این همه شرح و بیان ندارد.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

نام حافظ رقم نیک پذیرفت ولی
پیش رندان رقم سود و زیان این همه نیست

نام حافظ نشان نیک پذیرفت و او به خوشنامی مشهور شد اما در نظر رندان سود و زیان و نیک نامی و بدنامی یکسان است.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا