حرف من ریش سفید را قبول نمی کنی عرعر الاغ را قبول می کنی؟

حرف من ریش سفید را قبول نمی کنی عرعر الاغ را قبول می کنی؟ از آنجا می آید که پیرمردی نزد جوانک همسایه که به امانت گرفتن خر او آمده بود سوگند می خورد که خر را ساعتی پیش برای کار به صحرا برده اند...

بسیاری از ما چه جوان و چه پیر، چه زن و چه مرد، در زندگی روزمره خود از ضرب المثل های بسیاری استفاده می کنیم که شاید معنی دقیق و درست آن را هم نمی دانیم و یا شاید کسانی باشند که گنجینه لغات و ضرب المثل آنها کم باشد. به همین دلیل می خواهیم در کنار هم به ضرب المثل های بسیاری اشاره کنیم و به معنی و ریشه آن ها بپردازیم. با معنی حرف من ریش سفید را قبول نمی کنی عرعر الاغ را قبول می کنی؟ با ما همراه باشید.

معنی حرف من ریش سفید را قبول نمی کنی عرعر الاغ را قبول می کنی؟

حرف من ریش سفید را قبول نمی کنی عرعر الاغ را قبول می کنی؟

پیرمردی نزد جوانک همسایه که به امانت گرفتن خر او آمده بود سوگند می خورد که خر را ساعتی پیش برای کار به صحرا برده اند. هنوز جمله او به آخر نرسیده بود که آواز خر از طویله بلند شد.

پیرمرد که تردید جوان و توجه او به طویله را دید به لحنی سرزنش بار گفت: شگفتا که حرف من ریش سفید را باور نمی کنی و عرعر الاغ را باور می کنی.

 

  • در مطلب بعد به ذکر ضرب المثل ها و کنایه های دیگر می پردازیم.
  • در این سلسله نوشته ها به کتاب کوچه احمد شاملو توجه شده است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا