سه شنبه/ ۲۵ خرداد / ۱۴۰۰

شیوانا سرش را به علامت تایید تکان داد و گفت: دقیقاً معنای عشق همین است. عشق یعنی حفظ حریم یار نه به اجبار بلکه از فرط دلدادگی.

شیوانا و حرمت عشق

آخرین روز هفته بود، عده ای از دوستان و شاگردان به همراه شیوانا عازم سفر بودند. در بین همسفران کاروان، دو نفر از تاجران دهکده نیز که از دوستان شیوانا بودند، حضور داشتند. یکی از تاجران مردی خوشگذران بود و دیگری مردی وفادار و معتقد به چارچوب خانواده. به هر حال تعدادی از دوستان با ایده هایی متفاوت کنار هم جمع شده بودند. زمان حرکت رسید و کاروان به راه افتاد. راه سختی بود و ساعت ها طول کشید تا به مقصد رسیدند.

شب هنگام بود و هر کدام در گوشه ای مشغول استراحت و گفتگو بودند و قرار گذاشتند که صبح روز بعد برای تفریح و رسیدگی به کارهایشان بیرون بروند. عده ای از دوستان به همراه شیوانا برای پیاده روی بیرون رفتند. در حین پیاده روی یکی از شاگردان از شیوانا پرسید: استاد! معنای عشق چیست؟ مرد تاجری که همراهشان بود، سوال پسرک را شنید و گفت: استاد! اگر اجازه بدهید من پاسخ این سوال را بگویم.

شیوانا هم موافقت کرد و مرد تاجر گفت: عشق یعنی نحوه برخورد من با زندگی! و ادامه داد: من هیچگاه تجربه های شیرین زندگی ام را از دست نمی دهم، در کنار خانواده ام که هستم بسیار خوشحال و شادم و این روزها هم که دور از خانواده ام هستم نیز از لحظه هایم لذت می برم و خوش می گذرانم. در واقع همسرم نیز اینجا حضور ندارد که از کارهای من باخبر شود و اگر روزی هم مطلع شود، با خرید هدیه ای گرانبها می توانم او را راضی به چشم پوشی کنم.

در هر صورت همسرم نیز جز بخشیدنِ من چاره ای ندارد، بنابراین من خودم را از هیچ تجربه لذت بخشی محروم نمی کنم و درنهایت با خرید هدایای چشمگیر عشق همسر و خانواده ام را نیز حفظ می کنم. به نظر من معنای واقعی عشق همین است.

شیوانا نگاهی به دوست تاجرش انداخت و گفت: دوست ما از یک لحاظ حق دارد، عشق از یک نگاه یعنی انجام کارهایی که محبوب را خوشحال می کند و تو وقتی برای همسرت هدیه می خری موجب شادی او می شوی، ولی عشق نیمه دیگری هم دارد که در واقع مهم ترین بخش عشق است. آن رفیق ما که در سفر و دوری به همسر خود وفادار است و حتی در غیبت او خیال غیر او هم به ذهنش خطور نمی کند به نیمه اصلی عشق توجه دارد.

من اینجا می خواهم از دوستمان بپرسم که چرا مانند دوستش به دنبال عیش نیست و اندازه نگه می دارد. مرد تاجری که بسیار پایبند اخلاقیات بود، تبسمی کرد و پاسخ داد: به نظر من عشق فقط این نیست که کارهایی که محبوبت می پسندد انجام دهی، بلکه می بایست از انجام کارهایی که موجب آزردگی خاطر محبوب می شود دوری کنی.

من می دانم که هرگونه حرکتی غیر اخلاقی، حتی در غیاب او انجام دهم موجب آزردگی خاطرش می شود و این حرکت، حرمت عشق را زیر سوال می برد و موجب فرو ریختن حریم عشق می شود و خوب می دانم که اگر حتی بعد از سالیان سال هم همسرم آگاه شود، آزرده خاطر و دلشکسته خواهد شد. من نمی خواهم چهره عشق را خدشه دار کنم و خاطر او را آزرده سازم. پس برای حفظ اعتقادم می بایست که نگهبان خوبی برای امانت عشق او باشم و بتوانم با رعایت اصول اخلاقی و سخت گیری، حریم عشق را حفظ نمایم.

شیوانا سرش را به علامت تایید تکان داد و گفت: دقیقاً معنای عشق همین است. عشق یعنی حفظ حریم یار نه به اجبار بلکه از فرط دلدادگی.

دوست من! عشق فقط این نیست که تو هر کاری که دلت می خواهد انجام دهی و دل محبوبت را هم با خرید هدایای متنوع راضی نگه داری تا همیشه نگاهش به سمت تو باشد. تو باید با حفظ حریم یار، حس زیبای عشق را تا دوردست ها شعله ور نگه داری.

آتش عشق باید تو را چنان گرم کند که حتی اگر فرسنگ ها دور باشی، نگاهت به خطا نرود. پس در حفظ حریم یار بکوش که دل، جای نامحرمان نیست.

 

پایدار بمانید تا داستانی دیگر از شیوانا …

 مجله اینترنتی تحلیلک

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا