جمعه/ 30 مهر / 1400

غزل 87 حافظ (حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت) به همراه شرح

شرح غزل 87 حافظ / حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان می‌ توان گرفت

افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع
شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت

زین آتش نهفته که در سینه من است
خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت

می‌خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست
از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت

آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت

آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت
کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت

خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان
زین فتنه‌ها که دامن آخر زمان گرفت

می خور که هر که آخر کار جهان بدید
از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت

بر برگ گل به خون شقایق نوشته‌اند
کان کس که پخته شد می چون ارغوان گرفت

حافظ چو آب لطف ز نظم تو می‌چکد
حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 87 حافظ / حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
شرح غزل 87 حافظ / حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت

شرح غزل 87 حافظ (غزل حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت)

حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان می‌ توان گرفت

ای معشوق حسن تو با جذابیت همراه شد و همه عالم را تسخیر کرد. آری می توان با اتحاد و همدلی جهان را در دست گرفت و بر آن مسلط شد.

ملاحت: بانمک و جذاب

افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع
شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت

شمع که در خلوت عاشقان و عارفان شب زنده دار حاضر است و از اسرار آگاهی دارد، می خواست راز آنان را برملا سازد و خداراشکر که سر دل شمع، همچون آتش درون او بر زبانش افتاد و از افشای راز بازماند.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

زین آتش نهفته که در سینه من است
خورشید شعله‌ایست که در آسمان گرفت

خورشید گرمابخش و نورانی با همه بزرگی یک شعله از شعله های عشقی است که در درون من پنهان است.

می‌خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست
از غیرت صبا نفسش در دهان گرفت

گل سرخ می خواست با شکفتن خود ادعای برابری و همانندی با یار زیباروی مرا بکند ولی صبا که پیک عاشقان است، بر او غیرت آورد و اجازه چنین لافی را ندارد و نفس گل را در سینه اش حبس کرد تا نتواند سخنی از خود بگوید.

آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم
دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت

آسوده و آرام مانند پرگار بیرون از دایره عشق در حرکت بودم و فارغ از تمام درد و رنج های آن ولی سرانجام گردش روزگار و سرنوشت مرا همانند نقطه وسط دایره به میان حوادث و غم ها فکند و اسیر عشق ساخت.

دوران: گردش فلک، روزگار

دکتر دینانی می گوید:

«این بیت به شدت پر معنی است. حافظ می گوید: من می خواستم پنهان بمانم و افشا نشوم اما زمانه دیگر بود و روزگار دیگر. می گوید: من مانند پرگاری بودم که می خواستم آسوده در کنار و برکنار باشم اما چنین نشد و: دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت.

در همان نقطه آغاز که سر پرگار روی کاغذ قرار گرفت، با تمام شدن دایره مانند نقطه ای در وسط دایره قرار گرفتم و عیان شدم. نقطه آغاز که سر پرگار در آن است، بعد از پایان دایره، نقطه مرکزی دایره شناخته می شود. حافظ چنین چیزی را تجربه کرده است و آن را خصلت دوران می داند و دَوَران دایره. دَوران زمان انسان را در بر می گیرد.»

در ادامه می گوید:

«هیچ کس از خط زمان برکنار نیست و نمی تواند از تحولات زمانه برکنار و دور باشد. زمانه انسان را در میان می گیرد. این چیزی است که حافظ آن را عاقبت می خوند و انسان را در وسط دایره تحولات قرار می دهد.»

آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت
کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت

آن روز خرمن سوخته عشق و مستی شدم که تجلی و انعکاس چهره زیبای معشوق را در جام شراب مشاهده کردم.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان
زین فتنه‌ها که دامن آخر زمان گرفت

از همه فتنه ها و آشوب هایی که گریبان زمان ما را گرفته است، می خواهم با ترک تمام تعلقات، رقصان و پای کوبان به میخانه بروم.

مغان: پیشوایان و موبدان دین زردشتی

می خور که هر که آخر کار جهان بدید
از غم سبک برآمد و رطل گران گرفت

می بنوش و بیهوده غم دنیا را نخور زیرا هر آن کس که عاقبت کار دنیا را از سر بصیرت نگریست به چابکی و سهولت غم را رها کرده به می و مستی روی می آورد.

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

بر برگ گل به خون شقایق نوشته‌اند
کان کس که پخته شد می چون ارغوان گرفت

با خون شقایق بر برگ گل سرخ نوشته اند که هرکس که کارآزموده و باتجربه شد به شراب ارغوانی و سرخ رنگ روی می آورد و مستی پیشه می کند.

حافظ چو آب لطف ز نظم تو می‌چکد
حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت

ای حافظ وقتی که شعر تو چنین لطیف و زیباست، انسان حسود چگونه می تواند بر نظم تو عیب جویی کند و خرده بگیرد؟

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

اسکرول به بالا