ادبیات داستان کوتاه

حکایتی از اسرار التوحید

حکایتی از اسرار التوحید

اسرارالتوحید فی مقامات شیخ ابی‌سعید ابی‌الخیر، کتابی است با موضوع تصوف که پس از مرگ ابوسعید ابی‌الخیر، توسط محمد بن منور یکی از نوادگان او نگاشته شد.

حکایتی از اسرار التوحید

شیخ یکبار به طوس رسید. مردم از شیخ استدعای مجلس کردند. اجابت کرد.

بامداد در خانقاهِ استاد (۱)، تخت بنهادند. مردم می‌آمد و می‌نشست. چون شیخ بیرون آمد مقریان (۲) قرآن بر خواندند و مردم بسیار درآمدند، چنانک هیچ جای نبود.

معرّف (۳) بر پای خاست و گفت: خدایش بیامرزاد که هر کسی از آنجا که هست یک گام فراتر آید.

شیخ گفت: وَ صَلّی اللهُ عَلی مُحمّد و آلِهِ اَجمَعینَ. (۴)

و دست به روی فرو آورد (۵) و گفت: هر چه ما خواستیم گفت و همه پیغامبران بگفته‌اند، او بگفت، که از آنچه هستید یک قدم فراتر آیید.

کلمه‌ای نگفت و از تخت فرود آمد و بر این ختم کرد مجلس را.

 


۱. منظور ابوبکر محمد طوسی نوقانی از مشایخ بزرگ خراسان است.
۲. قاریان قرآن، هر نوع آوازخوان را نیز گفته‌اند.
۳. کسی که در مجالس به هنگام ورود فرد، ضمن اعلام نام او، ورودش و محل نشستنش را خبر می‌داد.
۴. نشانه‌ی ختم مجلس است و شیخ هنوز سخن آغاز نکرده بود.
۵. دست را برابر صورت گرفتن، چنانکه هنوز رسم است.

 

بیشتر بخوانید

حکایتی در چیستی بندگی / تأملی بر اسرار التوحید

 

 

مجله اینترنتی تحلیلک

بخوانید!  دیدگاه گورخری به قلم شل سیلورستاین

نوشته های مرتبط

قصه کودکانه آرزوی مورچه کوچک

نویسنده

هدایت برجسته ترین شخصیت در نثر جدید فارسی؛ به مناسبت زادروز صادق هدایت

محمد زکی زاده

زندگینامه نجیب محفوظ نویسنده مصری و برنده جایزه نوبل

مهران توفیقی

دیدگاه خود را ثبت کنید