ادبیات

خیام و کارگه کوزه گر؛ به بهانه بزرگداشت حکیم عمر خیام

کوزه گر در شعر خیام

شاید مهم‌ترین تصویری که خیام از مسألهٔ مرگ و زندگی، در شعر خویش عرضه کرده همان تصویر «کارگهِ کوزه گر» باشد که در یکی از بدیع‌ترین رباعیّاتِ او بدین‌گونه شکل گرفته است:

جامی‌ست که عقلْ‌آفرین می‌زندش

صد بوسهٔ مهر بر جبین می‌زندش

وین کوزه گرِ دهر، چنین جامِ لطیف

می‌سازد و باز بر زمین می‌زندش

 

هرکدام از مجموعه‌های خیام و خیامی را که باز کنیم با نمونه‌های دیگر این تصویر روبرو خواهیم شد:

«در کارگهِ کوزه‌کری رفتم دوش»

 یا

«دی کوزه‌گری بدیدم اندر بازار».

 

در شعرِ قبل از روزگارِ خیام، تا آنجا که به یاد دارم، از موتیف کوزه‌گر، برای مسأله مرگ و زندگی، به ندرت استفاده شده است. شاید خیام نخستین شاعری باشد که از این موتیف و وابسته‌های آن بهره یافته‌ است که اگر از مجموعه رباعیاتِ خیام و خیامی بگیریم، بخش قابل ملاحظه‌ای از آنها را حذف کرده‌ایم.

این که گفته شد پیش از خیام کسی از موتیف کوزه‌ و کوزه‌گر استفاده نکرده قدری دور از احتیاط می‌نماید. در یک غزل منسوب به فرخی سیستانی که در سبک و سیاقِ شعر او و عصرِ اوست، شاعر گفته است:

خیز تا بر گُلِ نو کوزگکی باده خوریم

پیش تا از گِلِ ما کوزه کند دستِ زمان

 

که یاد‌آورِ بیت ممتاز و درخشان خواجهٔ شیراز است:

روزی که چرخ از گِلِ ما کوزه‌ها کند

زنهار، کاسهٔ سرِ ما پرشراب کن

 

که غالبا از کلمهٔ «چرخ» فقط آسمان و فلک و روزگار را تداعی می‌کنند در صورتی که خواجه چرخ را به دو معنی به کار برده است:

چرخ در معنیِ آسمان و فلک و چرخی که کوزه‌گران داشته‌اند و هنوز هم دارند. تقریبا تمام آنها که فرهنگ بسامدی برای دیوان حافظ پرداخته‌اند از این معنی چرخ، در بیتِ او غافل بوده‌اند.

 

محمدرضاشفیعی کدکنی، رستاخیز کلمات، صص ۴۰۰-۴۰۶، تهران: سخن، ۱۳۹۱

مجله اینترنتی تحلیلک

نوشته های مرتبط

باب چهارم گلستان سعدی / در فواید خاموشی (قسمت پنجم)

محمد زکی زاده

عشق تا پای جان؛ مجموعه داستان های شیوانا

زهرا فخرایی

معرفی رمان سال بلوا نوشته عباس معروفی

ارغوان فاطمی

دیدگاه خود را ثبت کنید