داستان کوتاه کشاورز بازنده

داستان کوتاه کشاورز بازنده

فردی از کشاورزی پرسید: آیا گندم کاشته‌ای؟!

کشاورز جواب داد: نه، ترسیدم باران نبارد.

مرد پرسید: پس ذرت کاشته‌ای؟

کشاورز گفت: نه، ترسیدم ذرت‌ها را آفت بزند.

مرد پرسید: پس چه چیزی کاشته‌ای؟!

کشاورز گفت: هیچ‌چیز، خیالم راحت است…!

همیشه بازنده‌ ترین افراد در زندگی کسانی هستند که از ترسشان هرگز به هیچ کاری دست نمی زنند.

 

بیشتر بخوانید: ذکر حکایتی از سوره یوسف؛ تأملی بر کشف الاسرار و عده الابرار

 

مجله اینترنتی تحلیلک

بخوانید!  داستان کوتاه نابینا و چراغ از بهارستان جامی

۱ دیدگاه

وحید مصطفوی ۱۴ اردیبهشت ۰۰ at ۳:۳۸ ب٫ظ

مثل همیشه کوتاه و مفید.ممنون

پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید