یکشنبه/ 25 مرداد / 1405
داستان کوتاه کشاورز بازنده

داستان کوتاه کشاورز بازنده

داستان کوتاه کشاورز بازنده / فردی از کشاورزی پرسید: آیا گندم کاشته‌ای؟ !کشاورز جواب داد: نه، ترسیدم باران نبارد. مرد پرسید: پس ذرت کاشته‌ای؟ کشاورز گفت: نه، ترسیدم ذرت‌ها را آفت بزند.

داستان کوتاه کشاورز بازنده

داستان کوتاه کشاورز بازنده

فردی از کشاورزی پرسید: آیا گندم کاشته‌ای؟!

کشاورز جواب داد: نه، ترسیدم باران نبارد.

مرد پرسید: پس ذرت کاشته‌ای؟

کشاورز گفت: نه، ترسیدم ذرت‌ها را آفت بزند.

مرد پرسید: پس چه چیزی کاشته‌ای؟!

کشاورز گفت: هیچ‌چیز، خیالم راحت است…!

همیشه بازنده‌ ترین افراد در زندگی کسانی هستند که از ترسشان هرگز به هیچ کاری دست نمی زنند.

 

بیشتر بخوانید: ذکر حکایتی از سوره یوسف؛ تأملی بر کشف الاسرار و عده الابرار

 

مجله اینترنتی تحلیلک

1 دیدگاه دربارهٔ «داستان کوتاه کشاورز بازنده»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیمایش به بالا