ادبیات ادبیات و هنر شعر پارسی

در شبستان شعر معاصر همراه با احمد شاملو

احمد شاملو

زندگی را فرصتی آنقدر نیست (شاملو)

احمد شاملو در ۲۱ آذرماه سال ۱۳۰۴ به دنیا آمد. او از همان دوران جوانی الفبای مقاومت و از خودگذشتگی را خوب می دانست.

شاملو باورها، دردها، دیده ها و شنیده ها را در قالبی زیبا و شیوا به تصویر می کشد و کلمات گویی همچون جوانه ای در قالب شعر او شکوفا می شوند.

سادگی اشعار شاملو تحسین برانگیز است و لطافت و عشق در اشعارش موج می زند و در یک کلام؛ کلام شاملو نغز و معجزه آساست…

 

روزی ما دوباره کبوتر های مان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان
برای هر انسان
برادری است
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند
قفل
افسانه یی ست
و قلب
برای زندگی بس است

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی که آهنگ هر حرف
زندگی ست
تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم
روزی که هر لب ترانه یی ست
تا کمترین سرود، بوسه باشد

روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود
روزی که ما دوباره برای کبوترهای مان دانه بریزیم…
و من آن روز را انتظار می کشم
حتی روزی که دیگر نباشم

 

 

از کتاب مجموعه اشعار شاملو

 

مجله اینترنتی تحلیلک

بخوانید!  باب ششم گلستان سعدی؛ در ضعف و پیری (قسمت سوم)

نوشته های مرتبط

مطرودِ محبوب؛ مختصری درباره بهرام بیضایی

محمد زکی زاده

پریچهر ( قسمت پنجاه و هشتم )

ارغوان فاطمی

پریچهر ( قسمت پنجاه و دوم )

ارغوان فاطمی

دیدگاه خود را ثبت کنید