در محضر حسین منزوی / بی‌ تو به سامان نرسم

حسین منزوی از شاعران توانای معاصر است که غزل های دلکش بسیاری دارد.

در ادامه یکی از غزل های زیبای منزوی را با هم می خوانیم.

غزل بی‌ تو به سامان نرسم ای سر و سامان همه تو

بی‌ تو به سامان نرسم ای سر و سامان همه تو

ای به تو زنده همه من، ای به تنم جان همه تو

من همه تو، تو همه من، او همه تو، ما همه تو

هر که و هر کس همه تو، ای همه تو، آن همه تو

من که به دریاش زدم تا چه کنی با دل من

تخت تو و ورطه تو ساحل و طوفان همه تو

ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو هم

رمز نیستان همه تو، راز نیستان همه تو

شور تو آواز تویی، بلخ تو، شیراز تویی

جاذبه‌ی شعر تو و جوهر عرفان همه تو

همتی ای دوست که این دانه ز خود سر بکشد

ای همه خورشید تو و خاک تو، باران همه تو

تا به کجایم بری ای جذبه خون! ذوق جنون!

سلسله بر جان همه من، سلسله جنبان همه تو

مجله اینترنتی تحلیلک

بخوانید!  حضور و مراقبت استاد صمدی آملی / مجلس یازدهم (اقسام کسب-کسب حرام)/5

دیدگاه خود را ثبت کنید