یکشنبه/ 14 آذر / 1400

شرح غزل 119 حافظ / دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

شرح غزل 119 حافظ / دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

در این مطلب به غزل 119 حافظ با مطلع دلی که غیب نمای است و جام جم دارد پرداختیم و ضمن ارائه نسخه صحیح این شعر به شرح و تفسیر آن پرداخته ایم.
Share on twitter
Share on telegram
Share on whatsapp

غزل 119 حافظ (دلی که غیب نمای است و جام جم دارد) به همراه شرح

شرح غزل 119 حافظ / دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد

به خط و خال گدایان مده خزینه دل
به دست شاهوشی ده که محترم دارد

نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
غلام همت سروم که این قدم دارد

رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست
نهد به پای قدح هر که شش درم دارد

زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار
که عقل کل به صدت عیب متهم دارد

ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان
کدام محرم دل ره در این حرم دارد

دلم که لاف تجرد زدی کنون صد شغل
به بوی زلف تو با باد صبحدم دارد

مراد دل ز که پرسم که نیست دلداری
که جلوه نظر و شیوه کرم دارد

ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست
که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد

بیشتر بخوانید: زندگینامه حافظ شیرازی شاعر و حکیم قرن هشتم

شرح غزل 119 حافظ / دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
شرح غزل 119 حافظ / دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

شرح غزل 119 حافظ (غزل دلی که غیب نمای است و جام جم دارد)

دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود چه غم دارد

دلی که جام جم دارد و از اسرار غیب آگاه است برای انگشتری که لحظه ای گم شود غمی به دل راه نمی دهد.

خاتم: انگشتری

دکتر دینانی می گوید:

«حافظ دل را غیب نما می داند که جام جم دارد. معروف است که جام جم همه چیز را نشان می داد و هر آنچه مورد خواست بود در آن یافت می شد. دل را می توان از جام جم هم بالاتر دانست به این جهت که غیب نماست یعنی غیب را نشان می دهد. باید توجه داشته باشیم که دل غیب را به کسی نشان می دهد که اهل دل باشد. همه دل دارند اما همگان اهل دل نیستند. اگر کسی اهل دل باشد خواهد دید که دل که همان باطن آدمی است غیب نماست؛ یعنی عالم غیب را به انسان نشان می دهد.»

به خط و خال گدایان مده خزینه دل
به دست شاهوشی ده که محترم دارد

گنجینه با ارزش دل خود را به ظاهر زیبای فرومایگان نده بلکه به دست بزرگ منشی بسپار که صفات شاهانه دارد تا آن را عزیز و محترم بدارد.

بیشتر بخوانید: حافظ شیرازی شاعری بی همتا

نه هر درخت تحمل کند جفای خزان
غلام همت سروم که این قدم دارد

هر درختی تحمل ظلم و ستم پاییز را ندارد و من بنده عزم و اراده سروم که ثبات قدم دارد و پایدار است.

رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست
نهد به پای قدح هر که شش درم دارد

زمان آن فرارسید که هر کس که شش درم دارد از فرط شادی و شعف همچون نرگس مست در پای قدح نثار کند؛ یعنی هرچه دارد صرف شراب و مستی نماید.

بیشتر بخوانید: حافظ انسان شناس بزرگ؛ نوشته ای از دکتر دینانی

زر از بهای می اکنون چو گل دریغ مدار
که عقل کل به صدت عیب متهم دارد

اکنون در بهار که زمان شادی و عشرت است همچون گل به عیش و عشرت بپرداز و از دادن زر در بهای می دریغ نکن زیرا عقل کل تو را به صد گونه عیب متهم می کند.

ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان
کدام محرم دل ره در این حرم دارد

کسی از اسرار عالم غیب آگاه نیست. بیهوده داستان سرایی نکن و سخنان بی سر و ته نگو. کدام عارف و آشنای دلی به این مکان مقدس راه یافته است؟

دلم که لاف تجرد زدی کنون صد شغل
به بوی زلف تو با باد صبحدم دارد

دل من که لاف وارستگی و ترک تعلقات مادی می زد اکنون در آرزوی رسیدن بوی خوش زلف یار با نسیم سحری به صدگونه کار مشغول است.

تجرد: گوشه گیری

مراد دل ز که پرسم که نیست دلداری
که جلوه نظر و شیوه کرم دارد

وقتی یار زیبارویی نیست که با بزرگواری و نگاه جذاب و دلفریب خود مراد دلم را بدهد، پس من خواسته و آرزوی دل را از چه کسی بخواهم؟

بیشتر بخوانید: بررسی رزق و روزی در اشعار حافظ شیرازی

ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست
که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد

از خرقه حافظ بهره ای نمی توان برد زیرا ما در طلب خداییم و او در پی رسیدن به بت خود است.

 

در این شرح غزل حافظ از کتاب های حافظ نامه، شاخ نبات حافظ و حافظ معنوی نیز استفاده شده است.

حافظ نامه؛ که به مفاهیم کلیدی ابیات دشوار حافظ توسط بهاء الدین خرمشاهی پرداخته شده است.

شاخ نبات حافظ؛ شرح غزل حافظ است که توسط دکتر محمدرضا برزگر خالقی نوشته شده است.

حافظ معنوی؛ غزلیات حافظ شیرازی به روایت دکتر دینانی است.

 

مجله اینترنتی تحلیلک

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

اسکرول به بالا